outskirts

[ایالات متحده]/ˈaʊtskɜːts/
[بریتانیا]/ˈaʊtskɜːrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. منطقه یا ناحیه خارجی یک شهر یا شهرک، به ویژه یک منطقه مسکونی.
Word Forms
جمعoutskirts

عبارات و ترکیب‌ها

on the outskirts

در حومه

near the outskirts

نزدیک حومه

جملات نمونه

We live on the outskirts of the city.

ما در حومه شهر زندگی می‌کنیم.

a school in the outskirts of Athens

یک مدرسه در حومه آتن

driving through the outskirts of London

رانندگی در حومه لندن

Kate’s house was on the western outskirts of the town.

خانه کیت در حومه غربی شهر قرار داشت.

The factory is on a large industrial estate on the outskirts of town.

کارخانه در یک مجتمع صنعتی بزرگ در حومه شهر قرار دارد.

he was domiciled in a frame house in the outskirts of Bogotá.

او در یک خانه چوبی در حومه بوگوتا مقیم بود.

it was still night when we hit the outskirts of London.

هنوز شب بود که به حومه لندن رسیدیم.

Our car broke down on the outskirts of the city.

ماشین ما در حومه شهر از کار افتاد.

Police say the gunmen, dressed in Iraqi army uniforms and driving army-type vehicles, broke into the home of the Batta tribal chief on the outskirts of Baghdad early Wednesday.

پلیس می‌گوید مهاجمان که لباس‌های ارتش عراق را به تن داشتند و با خودروهای شبیه به خودروهای ارتش، روز چهارشنبه صبح زود وارد خانه رئیس قبیله باتا در حومه بغداد شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید