strengthened

[ایالات متحده]/ˈstrɛŋθənd/
[بریتانیا]/ˈstrɛŋθənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و گذشته participle از strengthen

عبارات و ترکیب‌ها

strengthened bond

پیوند تقویت‌شده

strengthened support

حمایت تقویت‌شده

strengthened ties

روابط تقویت‌شده

strengthened position

موقعیت تقویت‌شده

strengthened resolve

اراده‌ی تقویت‌شده

strengthened security

امنیت تقویت‌شده

strengthened capacity

ظرفیت تقویت‌شده

strengthened framework

چارچوب تقویت‌شده

strengthened community

جامعه‌ی تقویت‌شده

strengthened partnership

همکاری تقویت‌شده

جملات نمونه

our partnership has been strengthened over the years.

همکاری ما در طول سال‌ها تقویت شده است.

the new policy has strengthened our commitment to sustainability.

سیاست جدید تعهد ما به پایداری را تقویت کرده است.

she has strengthened her skills through continuous practice.

او با تمرین مداوم مهارت‌های خود را تقویت کرده است.

the team has strengthened its defense in recent matches.

تیم در بازی‌های اخیر خط دفاعی خود را تقویت کرده است.

his argument was strengthened by recent research findings.

استدلال او با یافته‌های تحقیقات اخیر تقویت شد.

the community has strengthened its ties through various events.

جامعه از طریق رویدادهای مختلف ارتباط خود را تقویت کرده است.

regular exercise has strengthened her overall health.

ورزش منظم سلامتی کلی او را تقویت کرده است.

they have strengthened their relationship by communicating openly.

آنها با برقراری ارتباط باز، رابطه خود را تقویت کرده‌اند.

the training program has strengthened the employees' skills.

برنامه آموزشی مهارت‌های کارمندان را تقویت کرده است.

his leadership has strengthened the team's morale.

رهبری او روحیه تیم را تقویت کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید