corseted figure
اندام کمربندی
corseted dress
لباس کمربندی
corseted waist
کمر کمربندی
corseted style
سبک کمربندی
corseted silhouette
سیلوئت کمربندی
corseted top
بالای کمربندی
corseted gown
لباس شب کمربندی
corseted bodice
تنپوش کمربندی
corseted outfit
لباس کمربندی
corseted fashion
مد کمربندی
she wore a beautifully corseted dress to the gala.
او یک لباس با طراحی کرست شده زیبا به مهمانی شام پوشید.
the corseted bodice accentuated her waist.
بدنه کرست شده، کمر او را برجسته کرد.
he admired how the corseted design flattered her figure.
او تحسین کرد که طراحی کرست شده چه شکلی به اندام او داده است.
many historical costumes featured corseted silhouettes.
بسیاری از لباس های تاریخی دارای طرح کرست شده بودند.
the corseted style was popular in the victorian era.
سبک کرست شده در دوره ویکتوریا محبوب بود.
she felt restricted in her corseted outfit.
او در لباس کرست شده خود احساس محدودیت کرد.
fashion designers often incorporate corseted elements into modern clothing.
طراحان مد اغلب عناصر کرست شده را در لباس های مدرن گنجانده اند.
her corseted gown was the highlight of the evening.
لباس کرست شده او اوج شب بود.
he was surprised by how much she enjoyed wearing a corseted outfit.
او از اینکه او چقدر از پوشیدن لباس کرست شده لذت می برد تعجب کرد.
the corseted look has made a comeback in recent fashion trends.
ظاهر کرست شده دوباره در ترندهای مد اخیر مورد توجه قرار گرفته است.
corseted figure
اندام کمربندی
corseted dress
لباس کمربندی
corseted waist
کمر کمربندی
corseted style
سبک کمربندی
corseted silhouette
سیلوئت کمربندی
corseted top
بالای کمربندی
corseted gown
لباس شب کمربندی
corseted bodice
تنپوش کمربندی
corseted outfit
لباس کمربندی
corseted fashion
مد کمربندی
she wore a beautifully corseted dress to the gala.
او یک لباس با طراحی کرست شده زیبا به مهمانی شام پوشید.
the corseted bodice accentuated her waist.
بدنه کرست شده، کمر او را برجسته کرد.
he admired how the corseted design flattered her figure.
او تحسین کرد که طراحی کرست شده چه شکلی به اندام او داده است.
many historical costumes featured corseted silhouettes.
بسیاری از لباس های تاریخی دارای طرح کرست شده بودند.
the corseted style was popular in the victorian era.
سبک کرست شده در دوره ویکتوریا محبوب بود.
she felt restricted in her corseted outfit.
او در لباس کرست شده خود احساس محدودیت کرد.
fashion designers often incorporate corseted elements into modern clothing.
طراحان مد اغلب عناصر کرست شده را در لباس های مدرن گنجانده اند.
her corseted gown was the highlight of the evening.
لباس کرست شده او اوج شب بود.
he was surprised by how much she enjoyed wearing a corseted outfit.
او از اینکه او چقدر از پوشیدن لباس کرست شده لذت می برد تعجب کرد.
the corseted look has made a comeback in recent fashion trends.
ظاهر کرست شده دوباره در ترندهای مد اخیر مورد توجه قرار گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید