cosmologist

[ایالات متحده]/kɔz'mɔlədʒist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانشمندی که به مطالعه کائنات می‌پردازد، علم کائنات.
Word Forms

جملات نمونه

But through the Omphalos pan-cosmologists have seen a very different scenario.

اما از طریق اومفالوس، کیهان‌شناسان سناریوی بسیار متفاوتی را مشاهده کرده‌اند.

Cosmologists repeat the exercise with spheres of various radii to measure this lumpiness at different scales.

کیهان‌شناسان این تمرین را با کره‌های با شعاع‌های مختلف برای اندازه‌گیری این ناهمگنی در مقیاس‌های مختلف تکرار می‌کنند.

The cosmologist studied the origins of the universe.

کیهان‌شناس به بررسی ریشه‌های جهان پرداخت.

Many cosmologists believe in the Big Bang theory.

بسیاری از کیهان‌شناسان به تئوری بیگ بنگ اعتقاد دارند.

The cosmologist presented a new hypothesis about dark matter.

کیهان‌شناس یک فرضیه جدید در مورد ماده تاریک ارائه داد.

Cosmologists use advanced technology to study the universe.

کیهان‌شناسان از فناوری پیشرفته برای مطالعه جهان استفاده می‌کنند.

The cosmologist's research focuses on black holes.

تحقیقات کیهان‌شناس بر روی سیاه‌چاله‌ها متمرکز است.

Cosmologists often collaborate with physicists and astronomers.

کیهان‌شناسان اغلب با فیزیکدانان و ستاره‌شناسان همکاری می‌کنند.

The cosmologist published a groundbreaking paper on cosmic inflation.

کیهان‌شناس یک مقاله پیشگامانه در مورد تورم کیهانی منتشر کرد.

Cosmologists study the large-scale structure of the universe.

کیهان‌شناسان ساختار بزرگ مقیاس جهان را مطالعه می‌کنند.

The cosmologist's work sheds light on the early universe.

کار کیهان‌شناس روشناسی بر روی جهان اولیه می‌افکند.

Cosmologists explore the possibility of multiverses.

کیهان‌شناسان امکان وجود چند جهان را بررسی می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید