cosmology

[ایالات متحده]/kɒz'mɒlədʒɪ/
[بریتانیا]/kɑz'mɑlədʒi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مطالعه منشاء، تکامل و سرنوشت نهایی جهان.
Word Forms

جملات نمونه

She is studying cosmology at the university.

او در حال تحصیل کیهان‌شناسی در دانشگاه است.

Cosmology seeks to understand the origin and evolution of the universe.

کیهان‌شناسی به دنبال درک منشاء و تکامل جهان است.

The cosmology of ancient civilizations often involved myths and legends.

کیهان‌شناسی تمدن‌های باستانی اغلب شامل اسطوره‌ها و افسانه‌ها می‌شد.

Modern cosmology relies on advanced technology and mathematical models.

کیهان‌شناسی مدرن به فناوری پیشرفته و مدل‌های ریاضی متکی است.

The study of cosmology can lead to a deeper appreciation of the universe.

مطالعه کیهان‌شناسی می‌تواند منجر به قدردانی عمیق‌تر از جهان شود.

Cosmology explores questions about the nature of space, time, and matter.

کیهان‌شناسی به سؤالاتی در مورد ماهیت فضا، زمان و ماده می‌پردازد.

Astrophysics is closely related to cosmology, as they both study the universe.

اخترفیزیک ارتباط نزدیکی با کیهان‌شناسی دارد، زیرا هر دو جهان را مطالعه می‌کنند.

Cosmology attempts to provide explanations for the large-scale structure of the universe.

کیهان‌شناسی سعی می‌کند توضیحی برای ساختار بزرگ مقیاس جهان ارائه دهد.

Theoretical cosmology deals with the mathematical models of the universe.

کیهان‌شناسی نظری با مدل‌های ریاضی جهان سر و کار دارد.

Cosmology combines elements of physics, astronomy, and philosophy.

کیهان‌شناسی ترکیبی از عناصر فیزیک، اخترناسی و فلسفه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید