cosmonautics

[ایالات متحده]/ˌkɒzməˈnɔːtɪks/
[بریتانیا]/ˌkɑzməˈnɔtɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. علم یا عمل سفر به فضا؛ یک شاخه از مطالعه مرتبط با اکتشاف فضا

عبارات و ترکیب‌ها

space cosmonautics

هوافضایی

advanced cosmonautics

هوافضاى پیشرفته

cosmonautics research

تحقیقات هوافضایی

cosmonautics program

برنامه هوافضایی

cosmonautics technology

فناوری هوافضایی

international cosmonautics

هوافضاى بین‌المللی

cosmonautics mission

ماموریت هوافضایی

cosmonautics training

آموزش هوافضایی

cosmonautics education

آموزش و پرورش هوافضایی

future cosmonautics

هوافضاى آینده

جملات نمونه

cosmonautics is a fascinating field of study.

تحقیقات فضایی یک حوزه مطالعه جذاب است.

many students are interested in cosmonautics.

بسیاری از دانش آموزان به تحقیقات فضایی علاقه مند هستند.

advancements in cosmonautics have transformed space travel.

پیشرفت در تحقیقات فضایی سفر به فضا را متحول کرده است.

cosmonautics includes the study of spacecraft design.

تحقیقات فضایی شامل مطالعه طراحی فضاپیما است.

she dreams of a career in cosmonautics.

او رویای شغلی در تحقیقات فضایی را دارد.

cosmonautics requires knowledge of physics and engineering.

تحقیقات فضایی نیازمند دانش فیزیک و مهندسی است.

international cooperation is essential in cosmonautics.

همکاری بین‌المللی در تحقیقات فضایی ضروری است.

cosmonautics has led to many technological innovations.

تحقیقات فضایی منجر به بسیاری از نوآوری های فناوری شده است.

we need more funding for cosmonautics research.

ما به بودجه بیشتری برای تحقیقات فضایی نیاز داریم.

cosmonautics plays a key role in exploring the universe.

تحقیقات فضایی نقش کلیدی در اکتشافات جهان ایفا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید