counteracts

[ایالات متحده]/ˌkaʊntəˈræcts/
[بریتانیا]/ˌkaʊntərˈækts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. علیه چیزی عمل کردن به منظور کاهش قدرت آن یا خنثی کردن آن

عبارات و ترکیب‌ها

counteracts stress

مقابله با استرس

counteracts fatigue

مقابله با خستگی

counteracts negativity

مقابله با منفی‌گرایی

counteracts toxins

مقابله با سموم

counteracts inflammation

مقابله با التهاب

counteracts damage

مقابله با آسیب

counteracts boredom

مقابله با کسالت

counteracts pain

مقابله با درد

counteracts chaos

مقابله با هرج و مرج

counteracts anxiety

مقابله با اضطراب

جملات نمونه

the new policy counteracts the negative effects of climate change.

سیاست جدید اثرات منفی تغییرات آب و هوایی را خنثی می‌کند.

exercise counteracts the risks associated with a sedentary lifestyle.

ورزش خطر مرتبط با سبک زندگی کم تحرک را خنثی می‌کند.

the medication counteracts the symptoms of the disease.

دارو علائم بیماری را خنثی می‌کند.

education counteracts ignorance and promotes understanding.

آموزش نادانی را خنثی کرده و درک را ترویج می‌کند.

his calm demeanor counteracts the tension in the room.

رفتار آرام او تنش موجود در اتاق را خنثی می‌کند.

the charity event counteracts poverty in the community.

رویداد خیریه فقر در جامعه را خنثی می‌کند.

regular sleep counteracts fatigue and improves productivity.

خواب منظم خستگی را خنثی کرده و بهره‌وری را بهبود می‌بخشد.

the antioxidant properties of fruits counteract free radicals.

خواص آنتی‌اکسیدانی میوه‌ها رادیکال‌های آزاد را خنثی می‌کند.

positive reinforcement counteracts negative behavior in children.

تقویت مثبت رفتار منفی کودکان را خنثی می‌کند.

community support counteracts feelings of isolation.

حمایت جامعه احساس انزوا را خنثی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید