courtesies

[ایالات متحده]/ˈkɜːtəsiz/
[بریتانیا]/ˈkɜrtəsiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رفتار یا حرکات مؤدبانه؛ اعمال مهربانی یا ادب

عبارات و ترکیب‌ها

social courtesies

ادب معاشرت

common courtesies

ادب عمومی

professional courtesies

ادب حرفه‌ای

courtesies extended

ادبی که گسترش داده می‌شود

courtesies observed

ادبی که رعایت می‌شود

courtesies exchanged

ادبی که مبادله می‌شود

courtesies offered

ادبی که ارائه می‌شود

courtesies expected

ادبی که انتظار می‌رود

courtesies acknowledged

ادبی که مورد تأیید قرار می‌گیرد

courtesies practiced

ادبی که انجام می‌شود

جملات نمونه

he always shows great courtesies to his guests.

او همیشه با مهمانان خود رفتار مؤدبانه و محترمانه دارد.

in business, it's important to observe proper courtesies.

در کسب و کار، رعایت آداب معاشرت مناسب بسیار مهم است.

she thanked him for his courtesies during the meeting.

او از او برای رفتار مؤدبانه و محترمانه‌اش در طول جلسه تشکر کرد.

courtesies are essential for maintaining good relationships.

آداب معاشرت برای حفظ روابط خوب ضروری هستند.

he extended his courtesies to the new employees.

او رفتار مؤدبانه و محترمانه‌اش را به کارمندان جدید نشان داد.

she was raised to value courtesies in all interactions.

او با ارزشیابی آداب معاشرت در همه تعاملات بزرگ شد.

it's common courtesies that make the world a better place.

آداب معاشرت رایج است که دنیا را جای بهتری می‌کند.

he received many courtesies from his colleagues.

او رفتار مؤدبانه و محترمانه زیادی از همکارانش دریافت کرد.

courtesies should be reciprocated in every relationship.

آداب معاشرت باید در هر رابطه‌ای متقابل باشد.

she always remembers to offer courtesies to strangers.

او همیشه به یاد دارد که به غریبه ها احترام بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید