coverlet

[ایالات متحده]/'kʌvəlɪt/
[بریتانیا]/'kʌvɚlət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوشش تخت
Word Forms
جمعcoverlets

عبارات و ترکیب‌ها

bed coverlet

ملحفه تخت

quilted coverlet

ملحفه دوخته شده

cotton coverlet

ملحفه نخی

silk coverlet

ملحفه ابریشمی

embroidered coverlet

ملحفه گلدوزی شده

جملات نمونه

He turned back the coverlet and slipped between the sheets.

او پتو را پس زد و بین تخت‌ها سر خورد.

The coverlet on the bed was soft and cozy.

پتو روی تخت نرم و دنج بود.

She folded the coverlet neatly at the foot of the bed.

او پتو را به طور مرتب در انتهای تخت تا کرد.

The coverlet matched the curtains perfectly in the room.

پتو به طور کامل با پرده‌ها در اتاق مطابقت داشت.

He pulled the coverlet up to his chin to stay warm.

او پتو را تا زیر چانه‌اش بالا کشید تا گرم بماند.

The coverlet had a beautiful floral pattern.

پتو دارای یک الگوی گل زیبا بود.

She washed the coverlet in the washing machine.

او پتو را در ماشین لباسشویی شست.

The coverlet added a pop of color to the room.

پتو رنگی به اتاق اضافه کرد.

I like to layer a coverlet over my comforter for extra warmth.

من دوست دارم یک پتو را روی لحافم برای گرمای بیشتر قرار دهم.

The coverlet was made of luxurious silk.

پتو از ابریشم لوکس ساخته شده بود.

She embroidered her initials on the corner of the coverlet.

او حروف اول نام خود را روی گوشه پتو گلدوزی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید