cowberry

[ایالات متحده]/ˈkaʊbəri/
[بریتانیا]/ˈkaʊˌbɛri/

ترجمه

n. نوعی توت، به‌ویژه میوه گیاه Vaccinium vitis-idaea
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fresh cowberry

تمشک تازه

cowberry jam

مربای تمشک

cowberry tea

چای تمشک

cowberry sauce

سس تمشک

dried cowberry

تمشک خشک شده

cowberry extract

عصاره تمشک

cowberry smoothie

اسموتی تمشک

cowberry pie

پای تمشک

cowberry salad

سالاد تمشک

cowberry picking

چیدن تمشک

جملات نمونه

cowberry is often used in jams and jellies.

سرگزه اغلب در مربا و ژله استفاده می‌شود.

many people enjoy picking cowberries in the wild.

بسیاری از مردم از چیدن سرگزه در طبیعت لذت می‌برند.

cowberry tea is a popular herbal remedy.

چای سرگزه یک داروی گیاهی محبوب است.

the cowberry plant thrives in acidic soils.

گیاه سرگزه در خاک‌های اسیدی به خوبی رشد می‌کند.

in some cultures, cowberries symbolize prosperity.

در برخی فرهنگ‌ها، سرگزه نماد رونق است.

cowberry sauce pairs well with game meat.

سس سرگزه با گوشت وحشی به خوبی همراه می‌شود.

during autumn, cowberries are harvested for their nutrition.

در طول پاییز، سرگزه برای ارزش غذایی آن برداشت می‌شود.

cowberries are rich in vitamins and antioxidants.

سرگزه سرشار از ویتامین‌ها و آنتی‌اکسیدان‌ها است.

she made a delicious cowberry pie for dessert.

او یک پای خوشمزه سرگزه برای دسر درست کرد.

cowberry extract is often used in skincare products.

عصاره سرگزه اغلب در محصولات مراقبت از پوست استفاده می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید