cowgirl

[ایالات متحده]/ˈkaʊɡɜːl/
[بریتانیا]/ˈkaʊɡɜrl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنی که در یک مزرعه کار می‌کند، به‌ویژه در غرب ایالات متحده؛ یک کابوی زن
Word Forms
جمعcowgirls

عبارات و ترکیب‌ها

cowgirl hat

کلاه کابوی

cowgirl boots

چکمه کابوی

cowgirl style

سبک کابوی

cowgirl outfit

لباس کابوی

cowgirl spirit

روحیه کابوی

cowgirl dance

رقص کابوی

cowgirl rodeo

مسابقه رودئو کابوی

cowgirl charm

جذابیت کابوی

cowgirl country

کشور کابوی

cowgirl life

زندگی کابوی

جملات نمونه

the cowgirl rode her horse into the sunset.

Cowgirl سوار بر اسب خود به سمت غروب آفتاب رفت.

she wore a cowboy hat like a true cowgirl.

او مانند یک Cowgirl واقعی کلاه کابوی به سر داشت.

the cowgirl showed off her roping skills at the rodeo.

Cowgirl مهارت‌های خود در رها کردن طناب را در مسابقه رودئو به نمایش گذاشت.

every summer, the cowgirl participates in local rodeos.

هر تابستان، Cowgirl در مسابقات رودئو محلی شرکت می‌کند.

the cowgirl's boots were covered in dust from the trail.

چکمه‌های Cowgirl از گرد و غبار مسیر پوشیده شده بودند.

the cowgirl loved the freedom of the open range.

Cowgirl عاشق آزادی مراتع باز بود.

her dream was to become a professional cowgirl.

رویای او تبدیل شدن به یک Cowgirl حرفه‌ای بود.

the cowgirl trained her horse every day.

Cowgirl هر روز اسب خود را آموزش می‌داد.

at the festival, the cowgirl danced to country music.

در جشنواره، Cowgirl به آهنگ‌های موسیقی کانتری رقصید.

the cowgirl shared stories of her adventures on the ranch.

Cowgirl داستان‌های ماجراهای خود را در مزرعه به اشتراک گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید