horseback

[ایالات متحده]/'hɔːsbæk/
[بریتانیا]/'hɔrsbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بر روی پشت یک اسب
adj. بر روی پشت یک اسب
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

riding on horseback

سوارکاری بر روی اسب

horseback riding

سوارکاری

horseback adventure

ماجراجویی اسب سواری

horseback trail

مسیر اسب سواری

جملات نمونه

She enjoys riding horseback in the countryside.

او از سوارکاری در طبیعت لذت می برد.

He went on a horseback riding tour through the mountains.

او به یک سفر سوارکاری در کوهستان رفت.

The cowboy rode horseback across the vast prairie.

کاوگ boy سوار بر اسب در سراسر دشت وسیع رفت.

They explored the forest on horseback.

آنها جنگل را سوار بر اسب کاوش کردند.

The knight rode horseback into battle.

شوالیه سوار بر اسب وارد جنگ شد.

She learned how to ride horseback at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که چگونه سوار بر اسب شود.

They organized a horseback riding event for the team building retreat.

آنها یک رویداد سوارکاری برای اردوی تیم سازی سازماندهی کردند.

The princess rode horseback to the castle.

شاهزاده خانم سوار بر اسب به قلعه رفت.

He felt the wind in his hair while riding horseback along the beach.

او در حالی که سوار بر اسب در امتداد ساحل بود، باد را در موهایش احساس کرد.

The group went horseback riding to explore the ancient ruins.

گروه برای کاوش در ویرانه های باستانی سوار بر اسب رفتند.

نمونه‌های واقعی

You can go horseback riding on ancient highland trails and channel your inner Viking.

شما می‌توانید سوارکاری در مسیرهای مرتفع باستانی انجام دهید و غریزه وایکینگ خود را آزاد کنید.

منبع: Travel around the world

On horseback he created one of the world's mightiest empires.

او در حالی که سوار بود، یکی از قدرتمندترین امپراتوری‌های جهان را ایجاد کرد.

منبع: BBC Listening February 2014 Collection

The pictures feature ancient troops on horseback.

در این تصاویر، سربازان باستانی سوار بر اسب به تصویر کشیده شده‌اند.

منبع: National College Student English Competition Category C

You can ride in the park on horseback.

شما می‌توانید سوار بر اسب در پارک سوار شوید.

منبع: National Parks of the United States

First of all, horseback riding can cost a lot.

ابتدا، سوارکاری می‌تواند هزینه زیادی داشته باشد.

منبع: VOA Special July 2021 Collection

On horseback, he rides with nearly a thousand sheep and goats to help them find water.

او در حالی که سوار است، با نزدیک به هزار گوسفند و بز سوار می‌شود تا به آنها کمک کند آب پیدا کنند.

منبع: VOA Special English: World

It is especially difficult because the players are on horseback.

این به ویژه دشوار است زیرا بازیکنان سوار بر اسب هستند.

منبع: VOA Special September 2016 Collection

Two armed policemen passed by on horseback at a gallop.

دو پلیس مسلح سوار بر اسب با سرعت زیاد از کنار عبور کردند.

منبع: Education of Love

There's more than horseback riding at this dude ranch.

در این مزرعه سوارکاری، بیشتر از سوارکاری وجود دارد.

منبع: VOA Standard September 2013 Collection

That is because there is also some danger with horseback riding.

این به این دلیل است که خطر سوارکاری نیز وجود دارد.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید