coziest

[ایالات متحده]/ˈkəʊziɪst/
[بریتانیا]/ˈkoʊziɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گرم و راحت، به ویژه به دلیل فضاهای کوچک یا محصور؛ صمیمی یا نزدیک؛ دنج یا راحت

عبارات و ترکیب‌ها

coziest corner

گوشه دنج‌ترین

coziest blanket

پتو دنج‌ترین

coziest sweater

ژاکت دنج‌ترین

coziest fire

آتش دنج‌ترین

coziest chair

صندلی دنج‌ترین

coziest room

اتاق دنج‌ترین

coziest night

شب دنج‌ترین

coziest spot

محل دنج‌ترین

coziest atmosphere

فضای دنج‌ترین

coziest nook

گوشه دنج‌ترین

جملات نمونه

the coziest corner of the room is by the fireplace.

گرم‌ترین گوشه اتاق کنار شومینه است.

she wore the coziest sweater during the winter.

او در طول زمستان یک ژاکت گرم پوشید.

this café has the coziest atmosphere for reading.

این کافه دارای فضایی دنج برای مطالعه است.

they built the coziest little cabin in the woods.

آنها یک کلبه کوچک و دنج در جنگل ساختند.

on rainy days, i love my coziest blanket.

در روزهای بارانی، من عاشق پتو دنجم.

the coziest nights are spent with good friends.

گرم‌ترین شب‌ها با دوستان خوب سپری می‌شود.

her coziest memories are from childhood.

گرم‌ترین خاطرات او از دوران کودکی است.

we found the coziest spot at the beach.

ما یک مکان دنج در ساحل پیدا کردیم.

he always chooses the coziest chair in the house.

او همیشه صندلی دنج خانه را انتخاب می‌کند.

that was the coziest dinner i’ve ever had.

آن شبی که من تا به حال داشته ام، دنج ترین شام بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید