crackly

[ایالات متحده]/'kræklɪ/
[بریتانیا]/'krækli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی شکسته یا تقسیم شده
Word Forms
صفت تفضیلیcracklier

عبارات و ترکیب‌ها

crackly sound

صدای ترک‌دار

crackly texture

بافت ترک‌دار

جملات نمونه

They waited for 10 minutes until a crackly voice told them over the intercom that the tower had been hit.

آنها ده دقیقه منتظر ماندند تا صدای خش خش‌دار از طریق اینترکام به آنها اطلاع داد که برج مورد اصابت قرار گرفته است.

One of the game's key features was digitised speech, which sounds crackly like a real mission controller would.

یکی از ویژگی‌های کلیدی بازی، گفتار دیجیتالی بود که صدای خش‌دار مانند یک کنترل‌کننده مأموریت واقعی می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید