creams

[ایالات متحده]/[kriːms]/
[بریتانیا]/[kriːms]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غذای شیرین، نرم، معمولاً مغذی که از شیر، شیر یا قند ساخته شده است؛ یک کرم زیبایی، به ویژه آنی که روی صورت استفاده می‌شود
v. کرم را روی چیزی قرار دادن؛ کرم یا نرم شدن

عبارات و ترکیب‌ها

whipped creams

کрем‌های تکه‌ای

ice creams

آیس کريم

creamy creams

کرم‌های کمی‌کرده

add creams

اضافه کردن کرمهای

creamed spinach

سپیناچ کرمهای

creamed corn

میوی کرمهای

making creams

تولید کرمهای

rich creams

کرمهای غنی

creamed potatoes

سیب زمینی کرمهای

sweet creams

کرمهای شیرین

جملات نمونه

she applied thick creams to her face every morning.

او هر صبح کرم‌های ضخیمی را روی چهره‌اش می‌پاشید.

the bakery sells delicious buttercream creams for cakes.

بیکری کرم‌های بیت‌کریم لذیذ برای کیک فروش می‌دهد.

he mixed the paints with linseed creams to thin them.

او رنگ‌ها را با کرم‌های روغن چیت مخلوط کرد تا آن‌ها را نازک‌تر کند.

the dermatologist recommended creams for her eczema.

پوست‌پزشک کرم‌هایی را برای اکزما او توصیه کرد.

i love the rich, creamy creams in this ice cream.

من از کرم‌های غنی و نرم این آیس کریم دوست دارم.

she layered creams and powders for a flawless look.

او لایه‌هایی از کرم‌ها و پودرها را برای نگاهی بدون نقص چید.

the chef whipped the creams into a light mousse.

شکیف کرم‌ها را به مousse نرمی می‌کوبید.

he carefully measured the creams for the recipe.

او با دقت کرم‌هایی را که برای دستور پخت لازم است، اندازه‌گیری کرد.

the antique store had shelves full of vintage creams.

فروشگاه آنتیک کشیک‌هایی پر از کرم‌های گذشته داشت.

she used creams to soothe her sunburned skin.

او از کرم‌ها برای آرام‌سازی پوست سوخته‌اش استفاده کرد.

the company launched new anti-aging creams.

شرکت کرم‌های جدید ضد ایجاد جوش‌های اسکار را راه‌اندازی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید