crevice

[ایالات متحده]/'krevɪs/
[بریتانیا]/'krɛvɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترک; شکاف
Word Forms
قسمت سوم فعلcreviced
زمان گذشتهcreviced
جمعcrevices

عبارات و ترکیب‌ها

narrow crevice

شکاف باریک

deep crevice

شکاف عمیق

rock crevice

شکاف سنگی

hidden crevice

شکاف پنهان

crevice corrosion

خوردگی شکاف

جملات نمونه

the crevice funnelled out .

شکاف دهانه مخروطي شكل بود.

According to the properties of lost circulation in the creviced formation, this paper presented a mathematical model of the lost circulation law.

بر اساس خواص از دست دادن گردش در سازندهای ترک دار، این مقاله یک مدل ریاضی از قانون از دست دادن گردش ارائه داد.

Based on practical example,the authors of this paper particularize the method how to deal with the crevice and give some suggestions to prevent it.

بر اساس مثال عملی، نویسندگان این مقاله روش مقابله با شکاف را مشخص کرده و پیشنهاداتی برای جلوگیری از آن ارائه می‌دهند.

Habitat and ecology: Growing in thickets, bamboo groves and stone crevices on hill-slopes or near seasides. Flowering & fruiting: Mar.-Sept.

زیستگاه و اکولوژی: رشد در بوته‌ها، تپه‌های بامبو و شکاف‌های سنگی در دامدهای تپه‌ای یا نزدیک سواحل. گلدهی و باردهی: مارس-سپتامبر.

The hiker found a small crevice in the rock where he could rest.

گردشگر یک شکاف کوچک در سنگ پیدا کرد که بتواند در آن استراحت کند.

A spider crawled into the crevice in the wall.

یک عنکبوت به داخل شکاف دیوار خزید.

She dropped her ring into the crevice between the car seats.

او حلقه اش را در شکاف بین صندلی های ماشین انداخت.

The old house had many crevices that let in cold air.

خانه قدیمی دارای شکاف‌های زیادی بود که اجازه ورود هوای سرد را می‌داد.

The detective found a clue hidden in the crevice of the door frame.

مامور پلیس سرنخی را که در شکاف قاب در پنهان شده بود، پیدا کرد.

The mountain climber wedged her foot into a crevice to support herself.

کوهنورد پایش را در یک شکاف برای حمایت از خود محکم کرد.

The little boy lost his toy down a crevice in the sidewalk.

پسر کوچولو اسباب بازی اش را در یک شکاف در پیاده رو گم کرد.

The earthquake caused a crevice to open up in the ground.

زلزله باعث شد شکافی در زمین باز شود.

The sunlight peeked through the crevice in the curtains.

نور خورشید از طریق شکاف پرده ها بیرون زد.

The treasure was hidden deep within the crevice of the cave.

گنج در اعماق شکاف غار پنهان شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید