criminologist

[ایالات متحده]/ˌkrimi'nɔlədʒist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارشناس در جرم‌شناسی، متخصص در مطالعات جنایی
شکل‌های واژه

جملات نمونه

The criminologist analyzed the crime scene for evidence.

تحلیل صحنه جرم توسط جنایی‌شناس برای یافتن مدارک.

The criminologist interviewed witnesses to gather information.

جنایی‌شناس برای جمع‌آوری اطلاعات با شاهدان مصاحبه کرد.

The criminologist studied the behavior of serial killers.

جنایی‌شناس رفتار قاتلان سریالی را مطالعه کرد.

The criminologist gave a lecture on criminal psychology.

جنایی‌شناس در مورد روانشناسی جنایی سخنرانی کرد.

The criminologist works closely with law enforcement agencies.

جنایی‌شناس به طور نزدیک با سازمان‌های مجری قانون همکاری می‌کند.

The criminologist specializes in profiling criminals.

جنایی‌شناس در تهیه پروفایل جنایتکاران تخصص دارد.

The criminologist's research focuses on crime prevention strategies.

تحقیقات جنایی‌شناس بر روی استراتژی‌های پیشگیری از جرم متمرکز است.

The criminologist testified as an expert witness in court.

جنایی‌شناس به عنوان شاهد خبره در دادگاه شهادت داد.

The criminologist wrote a book on criminal behavior.

جنایی‌شناس کتابی در مورد رفتار جنایی نوشت.

The criminologist collaborated with other experts to solve a cold case.

جنایی‌شناس با سایر کارشناسان برای حل یک پرونده قدیمی همکاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید