a law-abider
رعایتکننده قانون
being a law-abider
رعایتکننده قانون بودن
was a law-abider
رعایتکننده قانون بود
law-abider's rights
حقوق رعایتکننده قانون
become a law-abider
به رعایتکننده قانون تبدیل شدن
law-abider status
وضعیت رعایتکننده قانون
proud law-abider
رعایتکننده قانون افتخارآمیز
he's a law-abider and always follows the rules.
او یک قانونمدار است و همیشه از قوانین پیروی میکند.
the community needs more law-abiders to ensure safety.
جامعه برای اطمینان از ایمنی به قانونمداران بیشتری نیاز دارد.
she's a dedicated law-abider with a strong sense of justice.
او یک قانونمدار متعهد با حس عدالت قوی است.
being a law-abider is crucial for a functioning society.
قانونمدار بودن برای یک جامعه عملکردی بسیار مهم است.
we expect all employees to be law-abiders in their roles.
ما انتظار داریم همه کارمندان در نقش خود قانونمدار باشند.
the police appreciate the efforts of responsible law-abiders.
پلیس از تلاشهای قانونمداران مسئول قدردانی میکند.
he prides himself on being a consistent law-abider.
او به این که یک قانونمدار مداوم است، افتخار میکند.
the judge commended the defendant for being a law-abider.
قاضی متهم را به خاطر قانونمدار بودن مورد تحسین قرار داد.
promoting a culture of law-abiders is essential for order.
ترویج فرهنگ قانونمداری برای حفظ نظم ضروری است.
the city values its reputation as a haven for law-abiders.
شهر شهرت خود را به عنوان پناهگاهی برای قانونمداران ارزیابی میکند.
as a law-abider, she reported the suspicious activity.
همانطور که یک قانونمدار بود، او فعالیت مشکوک را گزارش کرد.
a law-abider
رعایتکننده قانون
being a law-abider
رعایتکننده قانون بودن
was a law-abider
رعایتکننده قانون بود
law-abider's rights
حقوق رعایتکننده قانون
become a law-abider
به رعایتکننده قانون تبدیل شدن
law-abider status
وضعیت رعایتکننده قانون
proud law-abider
رعایتکننده قانون افتخارآمیز
he's a law-abider and always follows the rules.
او یک قانونمدار است و همیشه از قوانین پیروی میکند.
the community needs more law-abiders to ensure safety.
جامعه برای اطمینان از ایمنی به قانونمداران بیشتری نیاز دارد.
she's a dedicated law-abider with a strong sense of justice.
او یک قانونمدار متعهد با حس عدالت قوی است.
being a law-abider is crucial for a functioning society.
قانونمدار بودن برای یک جامعه عملکردی بسیار مهم است.
we expect all employees to be law-abiders in their roles.
ما انتظار داریم همه کارمندان در نقش خود قانونمدار باشند.
the police appreciate the efforts of responsible law-abiders.
پلیس از تلاشهای قانونمداران مسئول قدردانی میکند.
he prides himself on being a consistent law-abider.
او به این که یک قانونمدار مداوم است، افتخار میکند.
the judge commended the defendant for being a law-abider.
قاضی متهم را به خاطر قانونمدار بودن مورد تحسین قرار داد.
promoting a culture of law-abiders is essential for order.
ترویج فرهنگ قانونمداری برای حفظ نظم ضروری است.
the city values its reputation as a haven for law-abiders.
شهر شهرت خود را به عنوان پناهگاهی برای قانونمداران ارزیابی میکند.
as a law-abider, she reported the suspicious activity.
همانطور که یک قانونمدار بود، او فعالیت مشکوک را گزارش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید