crimping wire
سیم پیچشی
crimping tool
ابزار پیچش
crimping down
پیچش به پایین
crimping edges
پیچش لبه ها
crimping technique
فن پیچش
crimping connector
اتصال پیچشی
crimping process
فرآیند پیچش
crimping terminals
terminals پیچشی
crimping quickly
پیچش سریع
crimping carefully
پیچش با دقت
we need to crimp the electrical connectors onto the wires.
ما باید اتصالات الکتریکی را روی سیمها فشار دهیم.
the crimping tool made a secure connection on the terminals.
دستگاه فشار دادن اتصال ایمنی روی پایهها ایجاد کرد.
he used a ratcheting crimping tool for consistent results.
او از یک دستگاه فشار دادن با سیستم چرخ دنده برای دستیابی به نتایج یکنواخت استفاده کرد.
ensure the crimping is tight to prevent shorts in the circuit.
مطمئن شوید که فشار دادن محکم باشد تا از کوتاه شدن در مدار جلوگیری شود.
proper crimping is essential for reliable electrical connections.
فشار دادن مناسب برای اتصالات الکتریکی قابل اعتماد ضروری است.
the crimping process requires a specialized tool and technique.
فرآیند فشار دادن نیاز به ابزار و فن خاصی دارد.
he practiced crimping connectors until he mastered the skill.
او تا زمانی که مهارت را به خوبی یاد گرفت، اتصالات فشار دادن را تمرین کرد.
a loose crimp can lead to intermittent signal loss.
یک فشار دادن لاغر میتواند منجر به از دست دادن مقطعی سیگنال شود.
the technician carefully inspected the crimping of the cables.
تکنسیان با دقت اتصالات فشار دادن کابلها را بررسی کرد.
we're using a new crimping die for the smaller connectors.
ما از یک الگوی جدید فشار دادن برای اتصالات کوچکتر استفاده میکنیم.
incorrect crimping can damage the connector and the wire.
فشار دادن نادرست میتواند اتصال و سیم را آسیب بزند.
crimping wire
سیم پیچشی
crimping tool
ابزار پیچش
crimping down
پیچش به پایین
crimping edges
پیچش لبه ها
crimping technique
فن پیچش
crimping connector
اتصال پیچشی
crimping process
فرآیند پیچش
crimping terminals
terminals پیچشی
crimping quickly
پیچش سریع
crimping carefully
پیچش با دقت
we need to crimp the electrical connectors onto the wires.
ما باید اتصالات الکتریکی را روی سیمها فشار دهیم.
the crimping tool made a secure connection on the terminals.
دستگاه فشار دادن اتصال ایمنی روی پایهها ایجاد کرد.
he used a ratcheting crimping tool for consistent results.
او از یک دستگاه فشار دادن با سیستم چرخ دنده برای دستیابی به نتایج یکنواخت استفاده کرد.
ensure the crimping is tight to prevent shorts in the circuit.
مطمئن شوید که فشار دادن محکم باشد تا از کوتاه شدن در مدار جلوگیری شود.
proper crimping is essential for reliable electrical connections.
فشار دادن مناسب برای اتصالات الکتریکی قابل اعتماد ضروری است.
the crimping process requires a specialized tool and technique.
فرآیند فشار دادن نیاز به ابزار و فن خاصی دارد.
he practiced crimping connectors until he mastered the skill.
او تا زمانی که مهارت را به خوبی یاد گرفت، اتصالات فشار دادن را تمرین کرد.
a loose crimp can lead to intermittent signal loss.
یک فشار دادن لاغر میتواند منجر به از دست دادن مقطعی سیگنال شود.
the technician carefully inspected the crimping of the cables.
تکنسیان با دقت اتصالات فشار دادن کابلها را بررسی کرد.
we're using a new crimping die for the smaller connectors.
ما از یک الگوی جدید فشار دادن برای اتصالات کوچکتر استفاده میکنیم.
incorrect crimping can damage the connector and the wire.
فشار دادن نادرست میتواند اتصال و سیم را آسیب بزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید