crocheted

[ایالات متحده]/krəʊˈʃeɪtɪd/
[بریتانیا]/kroʊˈʃeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته تقسیم از قلاب بافی

عبارات و ترکیب‌ها

crocheted blanket

ملحفه بافتنی

crocheted scarf

شال بافتنی

crocheted hat

کلاه بافتنی

crocheted doll

عروسک بافتنی

crocheted flowers

گل‌های بافتنی

crocheted toys

اسباب‌بازی‌های بافتنی

crocheted purse

کیف بافتنی

crocheted coasters

زیر لیوانی بافتنی

crocheted shawl

روسری بافتنی

crocheted rug

فرش بافتنی

جملات نمونه

she crocheted a beautiful blanket for her grandmother.

او یک پتوی زیبا برای مادربزرگش با قلاب بافت کرد.

he crocheted a pair of warm slippers for winter.

او یک جفت دمپای گرم برای زمستان با قلاب بافت کرد.

the children crocheted colorful hats for their dolls.

کودکان کلاه‌های رنگارنگ برای عروسک‌هایشان با قلاب بافت کردند.

my aunt crocheted a lovely scarf as a gift.

خاله‌ام به عنوان هدیه یک شال زیبا با قلاب بافت کرد.

they crocheted intricate patterns into the tablecloth.

آنها طرح‌های پیچیده را روی رومیزی با قلاب بافت کردند.

she learned to crochet from her mother when she was young.

او از مادرش یاد گرفت که وقتی جوان بود چگونه با قلاب ببافد.

he crocheted a small purse for his sister's birthday.

او یک کیف کوچک برای تولد خواهرش با قلاب بافت کرد.

the artist crocheted a large installation for the exhibition.

هنرمند یک نصب بزرگ برای نمایشگاه با قلاب بافت کرد.

after dinner, she crocheted while watching tv.

بعد از شام، او در حالی که تلویزیون تماشا می‌کرد با قلاب بافت کرد.

he crocheted a baby blanket for his new niece.

او یک پتوی نوزاد برای خواهرزاده جدیدش با قلاب بافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید