crocheted blanket
ملحفه بافتنی
crocheted scarf
شال بافتنی
crocheted hat
کلاه بافتنی
crocheted doll
عروسک بافتنی
crocheted flowers
گلهای بافتنی
crocheted toys
اسباببازیهای بافتنی
crocheted purse
کیف بافتنی
crocheted coasters
زیر لیوانی بافتنی
crocheted shawl
روسری بافتنی
crocheted rug
فرش بافتنی
she crocheted a beautiful blanket for her grandmother.
او یک پتوی زیبا برای مادربزرگش با قلاب بافت کرد.
he crocheted a pair of warm slippers for winter.
او یک جفت دمپای گرم برای زمستان با قلاب بافت کرد.
the children crocheted colorful hats for their dolls.
کودکان کلاههای رنگارنگ برای عروسکهایشان با قلاب بافت کردند.
my aunt crocheted a lovely scarf as a gift.
خالهام به عنوان هدیه یک شال زیبا با قلاب بافت کرد.
they crocheted intricate patterns into the tablecloth.
آنها طرحهای پیچیده را روی رومیزی با قلاب بافت کردند.
she learned to crochet from her mother when she was young.
او از مادرش یاد گرفت که وقتی جوان بود چگونه با قلاب ببافد.
he crocheted a small purse for his sister's birthday.
او یک کیف کوچک برای تولد خواهرش با قلاب بافت کرد.
the artist crocheted a large installation for the exhibition.
هنرمند یک نصب بزرگ برای نمایشگاه با قلاب بافت کرد.
after dinner, she crocheted while watching tv.
بعد از شام، او در حالی که تلویزیون تماشا میکرد با قلاب بافت کرد.
he crocheted a baby blanket for his new niece.
او یک پتوی نوزاد برای خواهرزاده جدیدش با قلاب بافت کرد.
crocheted blanket
ملحفه بافتنی
crocheted scarf
شال بافتنی
crocheted hat
کلاه بافتنی
crocheted doll
عروسک بافتنی
crocheted flowers
گلهای بافتنی
crocheted toys
اسباببازیهای بافتنی
crocheted purse
کیف بافتنی
crocheted coasters
زیر لیوانی بافتنی
crocheted shawl
روسری بافتنی
crocheted rug
فرش بافتنی
she crocheted a beautiful blanket for her grandmother.
او یک پتوی زیبا برای مادربزرگش با قلاب بافت کرد.
he crocheted a pair of warm slippers for winter.
او یک جفت دمپای گرم برای زمستان با قلاب بافت کرد.
the children crocheted colorful hats for their dolls.
کودکان کلاههای رنگارنگ برای عروسکهایشان با قلاب بافت کردند.
my aunt crocheted a lovely scarf as a gift.
خالهام به عنوان هدیه یک شال زیبا با قلاب بافت کرد.
they crocheted intricate patterns into the tablecloth.
آنها طرحهای پیچیده را روی رومیزی با قلاب بافت کردند.
she learned to crochet from her mother when she was young.
او از مادرش یاد گرفت که وقتی جوان بود چگونه با قلاب ببافد.
he crocheted a small purse for his sister's birthday.
او یک کیف کوچک برای تولد خواهرش با قلاب بافت کرد.
the artist crocheted a large installation for the exhibition.
هنرمند یک نصب بزرگ برای نمایشگاه با قلاب بافت کرد.
after dinner, she crocheted while watching tv.
بعد از شام، او در حالی که تلویزیون تماشا میکرد با قلاب بافت کرد.
he crocheted a baby blanket for his new niece.
او یک پتوی نوزاد برای خواهرزاده جدیدش با قلاب بافت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید