crocheting

[ایالات متحده]/krəʊˈʃeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/kroʊˈʃeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. اقدام به استفاده از سوزن قلاب‌دار برای ایجاد پارچه
n. هنر ساخت اقلام با استفاده از تکنیک‌های قلاب‌بافی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

crocheting skills

مهارت های قلاب بافی

crocheting patterns

الگوهای قلاب بافی

crocheting projects

پروژه های قلاب بافی

crocheting techniques

تکنیک های قلاب بافی

crocheting supplies

لوازم قلاب بافی

crocheting classes

کلاس های قلاب بافی

crocheting club

باشگاه قلاب بافی

crocheting hooks

قلاب های قلاب بافی

crocheting yarn

نخ قلاب بافی

crocheting tutorial

آموزش قلاب بافی

جملات نمونه

she spends her evenings crocheting beautiful blankets.

او شامگاه‌ها وقت خود را صرف بافتن روان بافت زیبا می‌کند.

he learned crocheting from his grandmother.

او بافت را از مادربزرگش یاد گرفت.

they enjoy crocheting together at the community center.

آنها از بافتن با هم در مرکز جامعه لذت می‌برند.

she has a passion for crocheting various patterns.

او علاقه زیادی به بافتن طرح‌های مختلف دارد.

crocheting can be a relaxing hobby for many people.

بافت می‌تواند یک سرگرمی آرامش‌بخش برای بسیاری از افراد باشد.

he created a beautiful scarf by crocheting.

او با بافتن یک شال زیبا ساخت.

she often gifts her crocheting projects to friends.

او اغلب پروژه‌های بافتی خود را به عنوان هدیه به دوستان می‌دهد.

learning crocheting requires patience and practice.

یادگیری بافت نیاز به صبر و تمرین دارد.

they have a crocheting club that meets every week.

آنها یک باشگاه بافت دارند که هر هفته برگزار می‌شود.

she finds joy in crocheting gifts for her family.

او از بافتن هدیه برای خانواده‌اش لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید