unmaking

[ایالات متحده]/[ʌnˈmeɪkɪŋ]/
[بریتانیا]/[ʌnˈmeɪkɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. لغو کردن یا پاره کردن؛ جلوگیری از ساختن چیزی.
n. فرایند لغو یا پاره کردن چیزی؛ عمل جلوگیری از ساخت یا ایجاد چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

unmaking amends

بازگشت به عقب کردن اصلاحات

the unmaking of

بازگشت به عقب کردن

unmaking progress

بازگشت به عقب کردن پیشرفت

unmaking a case

بازگشت به عقب کردن یک پرونده

unmaking assumptions

بازگشت به عقب کردن فرضیات

unmaking history

بازگشت به عقب کردن تاریخ

unmaking peace

بازگشت به عقب کردن صلح

unmaking sense

بازگشت به عقب کردن منطق

unmaking plans

بازگشت به عقب کردن برنامه‌ها

unmaking the future

بازگشت به عقب کردن آینده

جملات نمونه

the company is focused on unmaking outdated processes to improve efficiency.

شرکت روی لغو فرآیندهای منسوخ برای بهبود کارایی متمرکز است.

she spent years unmaking the negative self-image she had developed.

او سال‌ها را صرف لغو تصویر خود منفی که پیش‌برده بود، کرد.

the activist group aims to unmake the discriminatory law through public pressure.

گروه فعال‌انگاری قصد دارد با فشار عمومی قانون تبعیض‌آمیز را لغو کند.

he realized he was in the business of unmaking assumptions about people.

او متوجه شد که در کار لغو فرضیات درباره افراد فعالیت می‌کند.

the artist's work explores the process of unmaking traditional artistic boundaries.

کار هنرمند فرآیند لغو مرزهای هنری سنتی را بررسی می‌کند.

the project involved unmaking the existing infrastructure to build a new one.

این پروژه شامل لغو زیرساخت‌های موجود برای ساخت یکی جدید می‌شد.

it's a difficult task of unmaking years of ingrained habits and beliefs.

این کار دشوار لغو عادت‌ها و باورهای چند ساله‌ای است که درون‌داده شده‌اند.

the goal is to unmake the power structures that perpetuate inequality.

هدف لغو ساختارهای قدرتی است که نابرابری را ادامه می‌دهند.

they are actively unmaking the myth of the self-made individual.

آن‌ها به طور فعال میفتن مفهوم اسطوره فرد خودکار را لغو می‌کنند.

the therapist helped her unmake the association between failure and worthlessness.

درمانگر کمک او را در لغو ارتباط بین شکست و بی‌ارزشی کرد.

the demolition crew began the painstaking process of unmaking the old building.

گروه تخریب کار فرآیند سخت‌گیرانه لغو ساختمان قدیمی را شروع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید