cropped

[ایالات متحده]/krɔpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور نادرست هرس شده
Word Forms
زمان گذشتهcropped
قسمت سوم فعلcropped

عبارات و ترکیب‌ها

crop an image

برش دادن یک تصویر

crop a photo

برش دادن یک عکس

جملات نمونه

The gardener cropped the hedge.

باغبانی بوته‌ها را کوتاه کرد.

the southern areas are cropped in cotton.

مناطق جنوبی در پنبه کشت می‌شوند.

some urgent business had cropped up.

برخی امور فوری پیش آمده است.

The subject cropped up in the course of conversation.

این موضوع در طول مکالمه مطرح شد.

The sheep had cropped the grass short.

گوسفندان چمن را کوتاه کرده بودند.

The beans have cropped well this year.

سال این سال حبوبات به خوبی برداشت شده اند.

A difficulty has cropped up at work.

مشکلاتی در محل کار پیش آمده است.

Social problems cropped up in the wake of natural disasters.

مشکلات اجتماعی پس از بلایای طبیعی بروز کرد.

hay would have been cropped several times through the summer.

کلاه‌ها بارها در طول تابستان برداشت شده بودند.

the police said the man was described as white, 6 ft tall, with mousy, cropped hair.

پلیس گفت که مرد به عنوان سفید پوست، 183 سانتی متری قد، با موهای خاکستری و کوتاه توصیف شده است.

The potatoes and beans have cropped well this year, but the wheat badly.

سیب زمینی و حبوبات امسال به خوبی برداشت شده اند، اما گندم نه.

You seem to have cropped up badly on page 11, your acts are wrong.

به نظر می رسد که شما به طرز بدی در صفحه 11 ظاهر شده اید، اعمال شما اشتباه است.

His tail was ticking back and forth.It is cropped so that it is about the size and shape of a half-smoked stogie.

دمش این طرف و آن طرف تکان می خورد. کوتاه شده است به گونه ای که اندازه و شکل آن تقریباً مانند سیگار نیمه جویده است.

A man has cropped up when the book opened.It's him whom I have glanced at Sword Signory(a place name).

وقتی کتاب باز شد، مردی ظاهر شد. او کسی است که به Sword Signory (نام مکانی) نگاه کردم.

At others I would find him on the campstool, sitting in his gray sleeping suit and with his cropped dark hair like a patient, unmoved convict.

در برخی مواقع او را روی صندلی کمپ می یافتم، در حالی که لباس خواب خاکستری خود را پوشیده بود و با موهای کوتاه و تیره اش مانند یک محکوم صبور و بی تفاوت.

نمونه‌های واقعی

Hope you're all doing well as the year winds down and exam crop up.

امیدوارم همه حالتان خوب باشد در حالی که سال به پایان می‌رسد و امتحانات سر در می‌آورند.

منبع: CNN Listening December 2013 Collection

The government also bought up excess crops.

همچنین دولت محصولات اضافی را خریداری کرد.

منبع: Economic Crash Course

Rain or shine, there's always a bumper crop of stories.

هر زمان و مکانی، همیشه یک محصول فراوان از داستان‌ها وجود دارد.

منبع: Modern Family - Season 03

Hey the Yellow River flooded again and destroyed all your crops.

اوه، رودخانه زرد دوباره سیل آمد و تمام محصولات شما را نابود کرد.

منبع: Interesting History

This is buckwheat, which is a quick growing cover crop.

این کاهوی است که به سرعت رشد می‌کند.

منبع: VOA Standard English_Americas

The herd of wild cattle trampled the farmer's crops.

گله گاو وحشی محصولات کشاورز را لگد مال کرد.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

There is the harvest when they collect the season's crops.

در فصل برداشت محصول زمانی که محصولات فصلی را جمع آوری می‌کنند.

منبع: VOA Slow English - Entertainment

Farmers were allowed to sell their surplus crops on the open market.

به کشاورزان اجازه داده شد محصولات اضافی خود را در بازار آزاد بفروشند.

منبع: Popular Science Essays

He puts down his bumper crop of possible agents to several things.

او دلیل محصول خوب احتمالی خود از عوامل را به چند چیز نسبت می‌دهد.

منبع: Stephen King on Writing

" They're effective. They help us produce a better quality crop." said Schauman.

" آنها موثر هستند. به ما کمک می کنند محصول با کیفیت بهتری تولید کنیم." گفت اشومان.

منبع: VOA Special May 2014 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید