crucified christ
عیسی مصلوب
crucified savior
نجاتگر مصلوب
crucified figure
شخصیت مصلوب
crucified souls
ارواح مصلوب
crucified love
عشق مصلوب
crucified beliefs
اعتقادات مصلوب
crucified ideals
آرمانهای مصلوب
crucified dreams
رویاهای مصلوب
crucified hopes
امیدهای مصلوب
crucified justice
دادخواهی مصلوب
he was crucified for his beliefs.
او به خاطر اعتقاداتش به صلیب کشیده شد.
the story of jesus being crucified is central to christianity.
داستان مصلوب شدن عیسی مسیح برای مسیحیت بسیار مهم است.
many people were crucified during that historical period.
در آن دوره تاریخی بسیاری از مردم به صلیب کشیده شدند.
they felt as if their dreams were being crucified.
آنها احساس میکردند که رویاهایشان در حال مصلوب شدن هستند.
crucified between two thieves, he showed compassion.
در میان دزدان به صلیب کشیده شده، او شفقت نشان داد.
the painting depicted the moment he was crucified.
در نقاشی لحظهای که او به صلیب کشیده شد به تصویر کشیده شده بود.
they felt crucified by the harsh criticism.
آنها احساس میکردند که انتقادات شدید آنها را مصلوب کرده است.
his spirit was crucified by the betrayal of friends.
روح او به خاطر خیانت دوستان مصلوب شد.
in literature, characters often feel crucified by their choices.
در ادبیات، شخصیتها اغلب احساس میکنند که به خاطر انتخابهایشان مصلوب شدهاند.
she felt as if her reputation was being crucified.
او احساس میکرد که شهرت او در حال مصلوب شدن است.
crucified christ
عیسی مصلوب
crucified savior
نجاتگر مصلوب
crucified figure
شخصیت مصلوب
crucified souls
ارواح مصلوب
crucified love
عشق مصلوب
crucified beliefs
اعتقادات مصلوب
crucified ideals
آرمانهای مصلوب
crucified dreams
رویاهای مصلوب
crucified hopes
امیدهای مصلوب
crucified justice
دادخواهی مصلوب
he was crucified for his beliefs.
او به خاطر اعتقاداتش به صلیب کشیده شد.
the story of jesus being crucified is central to christianity.
داستان مصلوب شدن عیسی مسیح برای مسیحیت بسیار مهم است.
many people were crucified during that historical period.
در آن دوره تاریخی بسیاری از مردم به صلیب کشیده شدند.
they felt as if their dreams were being crucified.
آنها احساس میکردند که رویاهایشان در حال مصلوب شدن هستند.
crucified between two thieves, he showed compassion.
در میان دزدان به صلیب کشیده شده، او شفقت نشان داد.
the painting depicted the moment he was crucified.
در نقاشی لحظهای که او به صلیب کشیده شد به تصویر کشیده شده بود.
they felt crucified by the harsh criticism.
آنها احساس میکردند که انتقادات شدید آنها را مصلوب کرده است.
his spirit was crucified by the betrayal of friends.
روح او به خاطر خیانت دوستان مصلوب شد.
in literature, characters often feel crucified by their choices.
در ادبیات، شخصیتها اغلب احساس میکنند که به خاطر انتخابهایشان مصلوب شدهاند.
she felt as if her reputation was being crucified.
او احساس میکرد که شهرت او در حال مصلوب شدن است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید