cruise ship
کشتی تفریحی
luxury cruise
گشت تفریحی لوکس
cruise vacation
تعطیلات دریایی
cruise line
شرکت کشتیرانی
cruise destination
مقصد کروز
tom cruise
تام کروز
cruise missile
موشک کروز
cruise control
کنترل کروز
a cruise down the Nile.
یک سفر دریایی در نیل.
a cruise up the Rhine.
یک سفر دریایی در راین.
They went on a cruise to Tenerife.
آنها برای سفر به تنریف به یک سفر دریایی رفتند.
a cruise that cost an arm and a leg.
یک سفر تفریحی که هزینه زیادی داشت.
The cruise ship is strikebound in the dock .
کشتی تفریحی در اسکله درگیر اعتصاب است.
a shakedown cruise; a shakedown flight.
یک سفر دریایی آزمایشی؛ یک پرواز آزمایشی.
a police van cruised past us.
یک ون پلیس با سرعت از کنار ما عبور کرد.
cruise liners plough the long-sailed routes.
کشتیهای تفریحی مسیرهای طولانی را طی میکنند.
the cruise lecturers are academics singing for their supper.
اساتید سخنرانی کشتی تفریحی برای لقمه خود آواز میخوانند.
cruise from Cairo to Aswan or vice versa.
از قاهره به اسوان یا بالعکس سفر دریایی کنید.
a river cruise; river ice.
یک سفر دریایی در رودخانه؛ یخ رودخانه.
Cruise missile is of great strategetic status in national defence.
موشک کروز از اهمیت استراتژیک زیادی در دفاع ملی برخوردار است.
the two sides remained far apart on the issue of cruise missiles.
دو طرف در مورد موشکهای کروز بسیار دور بودند.
Wales cruised to a convincing win over Ireland.
ولز با پیروزی قانعکنندهای بر ایرلند پیشی گرفت.
Millwall cruised to a 2–0 win over Leicester.
میلوال با نتیجه 2-0 بر لستر پیروز شد.
he cruised the gay bars of Los Angeles.
او بار های همجنس گرا لس آنجلس را گشت.
The ship’s crew will spare no pains to make your Mediterranean cruise unforgettable.
خدمه کشتی تمام تلاش خود را برای اینکه سفر دریایی شما در مدیترانه فراموش نشدنی باشد، دریغ نخواهند کرد.
cruise ship
کشتی تفریحی
luxury cruise
گشت تفریحی لوکس
cruise vacation
تعطیلات دریایی
cruise line
شرکت کشتیرانی
cruise destination
مقصد کروز
tom cruise
تام کروز
cruise missile
موشک کروز
cruise control
کنترل کروز
a cruise down the Nile.
یک سفر دریایی در نیل.
a cruise up the Rhine.
یک سفر دریایی در راین.
They went on a cruise to Tenerife.
آنها برای سفر به تنریف به یک سفر دریایی رفتند.
a cruise that cost an arm and a leg.
یک سفر تفریحی که هزینه زیادی داشت.
The cruise ship is strikebound in the dock .
کشتی تفریحی در اسکله درگیر اعتصاب است.
a shakedown cruise; a shakedown flight.
یک سفر دریایی آزمایشی؛ یک پرواز آزمایشی.
a police van cruised past us.
یک ون پلیس با سرعت از کنار ما عبور کرد.
cruise liners plough the long-sailed routes.
کشتیهای تفریحی مسیرهای طولانی را طی میکنند.
the cruise lecturers are academics singing for their supper.
اساتید سخنرانی کشتی تفریحی برای لقمه خود آواز میخوانند.
cruise from Cairo to Aswan or vice versa.
از قاهره به اسوان یا بالعکس سفر دریایی کنید.
a river cruise; river ice.
یک سفر دریایی در رودخانه؛ یخ رودخانه.
Cruise missile is of great strategetic status in national defence.
موشک کروز از اهمیت استراتژیک زیادی در دفاع ملی برخوردار است.
the two sides remained far apart on the issue of cruise missiles.
دو طرف در مورد موشکهای کروز بسیار دور بودند.
Wales cruised to a convincing win over Ireland.
ولز با پیروزی قانعکنندهای بر ایرلند پیشی گرفت.
Millwall cruised to a 2–0 win over Leicester.
میلوال با نتیجه 2-0 بر لستر پیروز شد.
he cruised the gay bars of Los Angeles.
او بار های همجنس گرا لس آنجلس را گشت.
The ship’s crew will spare no pains to make your Mediterranean cruise unforgettable.
خدمه کشتی تمام تلاش خود را برای اینکه سفر دریایی شما در مدیترانه فراموش نشدنی باشد، دریغ نخواهند کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید