crumbling

[ایالات متحده]/'krʌmbliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تکه تکه شدن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcrumbling

عبارات و ترکیب‌ها

crumbling infrastructure

زیرساخت‌های فرسوده

crumbling walls

دیوارهای فرو ریخته

جملات نمونه

they found a lodgement for the hook in the crumbling parapet.

آنها مکانی برای قلاب در دیواره فرسوده پیدا کردند.

colossal crumbling ruins of an ancient temple;

آثار باستانی متروکه و عظیم الجثه یک معبد باستانی;

The boat was tied up alongside a crumbling limestone jetty.

قایق در کنار یک اسکله آهکی فرسوده بسته شده بود.

"We see the foundations wearing away, the stone steps crumbling, the unnavigable canals.

"ما می بینیم که پی ها در حال فرسایش هستند، پله های سنگی در حال فروپاشی هستند و کانال های غیرقابل کشتیرانی وجود دارند.

the iron astringently cool under its paint, the painted wood familiarly wamer, the clod crumbling enchantingly down in the hands, with its litter dry smell of the sun and of hot nettles;

آهن به طرز تلخ و سرد زیر رنگ آن، چوب رنگ شده به طور آشنا گرم‌تر، توده خاک به شگفت‌انگیزترین شکل در دست‌ها فرو می‌ریخت، با بوی خشک و دلپذیر آفتاب و خارمشک.

The old building is crumbling due to years of neglect.

ساختمان قدیمی به دلیل سال‌ها بی‌توجهی در حال فروپاشی است.

Her once strong relationship with her friend is now crumbling.

روابط قوی او با دوستش اکنون در حال فروپاشی است.

The company's reputation is crumbling after the scandal.

شهرت شرکت پس از رسوایی در حال فروپاشی است.

The cookie was crumbling in my hands.

کیک در دستان من در حال فرو ریختن بود.

The ancient ruins are slowly crumbling away.

آثار باستانی به آرامی در حال فروپاشی هستند.

His health is crumbling under the stress of work.

سلامتی او تحت فشار کار در حال فروپاشی است.

The once beautiful garden is now crumbling and overgrown.

باغ زیبا که زمانی وجود داشت اکنون در حال فروپاشی و پوشیده از گیاهان است.

The financial system is crumbling under the weight of corruption.

سیستم مالی تحت بار فساد در حال فروپاشی است.

The relationship between the two countries is crumbling due to political tensions.

روابط بین دو کشور به دلیل تنش‌های سیاسی در حال فروپاشی است.

His dreams of becoming a successful musician are crumbling as he struggles to find work.

رویاهای او برای تبدیل شدن به یک نوازنده موفق در حال فروپاشی است زیرا برای یافتن کار تلاش می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید