crusts

[ایالات متحده]/krʌsts/
[بریتانیا]/krʌsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لایه بیرونی نان، شیرینی و غیره؛ لایه سخت بیرونی خاک، برف و غیره؛ پوست یا پوشش بیرونی

عبارات و ترکیب‌ها

pizza crusts

پوسته های پیتزا

bread crusts

پوسته های نان

crusts of bread

پوسته های نان

crusts on pies

پوسته های پای

crusts of pastry

پوسته های شیرینی

crusts of cheese

پوسته های پنیر

crusts of cake

پوسته های کیک

thin crusts

پوسته های نازک

thick crusts

پوسته های ضخیم

crusts of fruit

پوسته های میوه

جملات نمونه

the pizza had crispy crusts that everyone loved.

پیتزا پوستی ترد داشت که همه آن را دوست داشتند.

she removed the crusts from her sandwich before eating.

او پوسته را از ساندویچ خود قبل از خوردن برداشت.

he enjoys making bread with thick crusts.

او از درست کردن نان با پوسته ضخیم لذت می برد.

the pie's crusts were perfectly baked and golden.

پوسته پای به خوبی پخته و طلایی بود.

they served the soup with crusts of bread on the side.

آنها سوپ را با پوسته های نان در کنار آن سرو کردند.

my grandmother always made the best crusts for pies.

مادربزرگ من همیشه بهترین پوسته ها را برای پای درست می کرد.

he likes to eat the crusts of his toast first.

او دوست دارد ابتدا پوسته های تست خود را بخورد.

crusts can add texture to your meals.

پوسته ها می توانند بافت را به وعده های غذایی شما اضافه کنند.

some people prefer soft crusts while others like them crunchy.

برخی افراد پوسته های نرم را ترجیح می دهند در حالی که برخی دیگر آنها را ترد دوست دارند.

she baked cookies with chewy crusts and soft centers.

او کوکی هایی با پوسته های جویدنی و هسته های نرم پخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید