crumbs

[ایالات متحده]/[krʌmz]/
[بریتانیا]/[krʌmz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نان، کیک یا غذاهای دیگر که به صورت قطعات کوچک شکسته یا پراش شده‌اند؛ ردپای یا نشانه‌ای از چیزی.
v. ریختن یا پراش دادن قطعات کوچک چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

bread crumbs

خمیر نان

crumbs all over

خمیر نان در همه جا

left crumbs

خمیر نان باقی مانده

crumbs on the floor

خمیر نان روی زمین

eating crumbs

خوردن خمیر نان

tiny crumbs

خمیر نان کوچک

sweep up crumbs

پاک کردن خمیر نان

crumbs and dust

خمیر نان و گرد و غبار

avoid crumbs

جذب خمیر نان را جلوگیری کن

full of crumbs

پر از خمیر نان

جملات نمونه

there were crumbs all over the kitchen counter.

روی میز آشپزخانه پودرها پخش شده بود.

he carefully swept up the crumbs from the table.

او با دقت پودرهای روی میز را جمع کرد.

she found a few crumbs stuck in her teeth.

او چند پودر را در دندان‌هایش پیدا کرد.

the children left crumbs on the sofa after their snack.

پس از غذا خوردن، کودکان پودرها روی نشستنگاه گذاشته بودند.

he followed the trail of crumbs to the mouse's nest.

او پودرهای را دنبال کرد تا به گوشت خانه موش برسد.

don't leave crumbs in the bed, it attracts pests.

پودرها را در تخت نگذار، حشرات را جذب می‌کند.

she wiped away the crumbs from the plate with a napkin.

او با یک چاپ‌کردن، پودرهای روی طبق را پاک کرد.

the bird pecked at the crumbs scattered on the ground.

پرندۀ پودرهای پراشیده روی زمین را گریز داد.

he dropped crumbs while eating his sandwich.

او در حال خوردن ساندویچ خود پودرها را ریخت.

she noticed tiny crumbs on his shirt collar.

او چند پودر کوچک روی گردن کت‌ش را متوجه شد.

the dog eagerly gobbled up the crumbs on the floor.

سگ با شوق پودرهای روی زمین را خورده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید