social cues
نشانههای اجتماعی
verbal cues
نشانههای کلامی
nonverbal cues
نشانههای غیرکلامی
behavioral cues
نشانههای رفتاری
emotional cues
نشانههای عاطفی
contextual cues
نشانههای زمینهای
visual cues
نشانههای بصری
auditory cues
نشانههای شنوایی
cultural cues
نشانههای فرهنگی
subtle cues
نشانههای ظریف
she picked up on the social cues in the room.
او سرنخهای اجتماعی موجود در اتاق را متوجه شد.
his body language provided strong cues about his feelings.
زبان بدن او سرنخهای قوی در مورد احساساتش ارائه میداد.
children often rely on visual cues to learn.
کودکان اغلب برای یادگیری به سرنخهای بصری متکی هستند.
the teacher used cues to help students understand the lesson.
معلم از سرنخها برای کمک به دانشآموزان برای درک درس استفاده کرد.
she gave him subtle cues to indicate her interest.
او سرنخهای ظریف به او داد تا علاقه خود را نشان دهد.
he missed the cues that she was upset.
او متوجه نشد که او ناراحت است.
understanding emotional cues is essential in communication.
درک سرنخهای عاطفی در برقراری ارتباط ضروری است.
they used vocal cues to enhance their performance.
آنها از سرنخهای صوتی برای بهبود عملکرد خود استفاده کردند.
non-verbal cues can convey more than words.
سرنخهای غیرکلامی میتوانند بیشتر از کلمات منتقل کنند.
he is good at picking up cues from his surroundings.
او در برداشتن سرنخها از محیط اطرافش خوب است.
social cues
نشانههای اجتماعی
verbal cues
نشانههای کلامی
nonverbal cues
نشانههای غیرکلامی
behavioral cues
نشانههای رفتاری
emotional cues
نشانههای عاطفی
contextual cues
نشانههای زمینهای
visual cues
نشانههای بصری
auditory cues
نشانههای شنوایی
cultural cues
نشانههای فرهنگی
subtle cues
نشانههای ظریف
she picked up on the social cues in the room.
او سرنخهای اجتماعی موجود در اتاق را متوجه شد.
his body language provided strong cues about his feelings.
زبان بدن او سرنخهای قوی در مورد احساساتش ارائه میداد.
children often rely on visual cues to learn.
کودکان اغلب برای یادگیری به سرنخهای بصری متکی هستند.
the teacher used cues to help students understand the lesson.
معلم از سرنخها برای کمک به دانشآموزان برای درک درس استفاده کرد.
she gave him subtle cues to indicate her interest.
او سرنخهای ظریف به او داد تا علاقه خود را نشان دهد.
he missed the cues that she was upset.
او متوجه نشد که او ناراحت است.
understanding emotional cues is essential in communication.
درک سرنخهای عاطفی در برقراری ارتباط ضروری است.
they used vocal cues to enhance their performance.
آنها از سرنخهای صوتی برای بهبود عملکرد خود استفاده کردند.
non-verbal cues can convey more than words.
سرنخهای غیرکلامی میتوانند بیشتر از کلمات منتقل کنند.
he is good at picking up cues from his surroundings.
او در برداشتن سرنخها از محیط اطرافش خوب است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید