culminated

[ایالات متحده]/ˈkʌlmɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈkʌlmɪneɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به اوج یا نقطهٔ بالاترین توسعه رسید

عبارات و ترکیب‌ها

culminated event

رویداد اوج‌گرفته

culminated process

فرآیند اوج‌گرفته

culminated efforts

تلاش‌های اوج‌گرفته

culminated project

پروژه اوج‌گرفته

culminated journey

سفر اوج‌گرفته

culminated achievement

دستاوردهای اوج‌گرفته

culminated research

تحقیقات اوج‌گرفته

culminated discussion

بحث و گفتگوهای اوج‌گرفته

culminated performance

اجرای اوج‌گرفته

culminated agreement

توافق اوج‌گرفته

جملات نمونه

the project culminated in a successful launch.

پروژه با یک عرضه موفقیت‌آمیز به اوج رسید.

her hard work culminated in a promotion.

تلاش‌های سخت او به ارتقا منجر شد.

the investigation culminated in several arrests.

تحقیقات به دستگیری‌های متعددی انجامید.

the festival culminated with a spectacular fireworks display.

جشنواره با یک نمایش آتش‌بازی تماشایی به اوج رسید.

his studies culminated in a doctoral degree.

مطالعات او به اخذ مدرک دکتری منجر شد.

the negotiations culminated in a historic agreement.

مذاکرات به یک توافقنامه تاریخی انجامید.

the series culminated in a thrilling finale.

سری با یک پایان‌بندی هیجان‌انگیز به اوج رسید.

her career culminated in a prestigious award.

حرفه او به دریافت یک جایزه معتبر منجر شد.

the event culminated in a charity concert.

این رویداد با یک کنسرت خیریه به اوج رسید.

the research culminated in groundbreaking findings.

تحقیقات به کشف‌های پیشگامانه انجامید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید