peaked

[ایالات متحده]/piːkt/
[بریتانیا]/'pikt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نوک‌تیز.
Word Forms
قسمت سوم فعلpeaked
زمان گذشتهpeaked

عبارات و ترکیب‌ها

peak performance

عملکرد اوج

peak season

فصل اوج

peak physical condition

شرایط جسمانی اوج

peak value

مقدار اوج

peak load

بار اوج

peak period

دوره اوج

peak power

توان اوج

peak area

مساحت اوج

peak time

زمان اوج

peak current

جریان اوج

peak stress

بار اوج

peak shaving

کاهش اوج

absorption peak

اوج جذب

peak pressure

فشار اوج

peak flow

جریان اوج

peak voltage

ولتاژ اوج

peak acceleration

حداکثر شتاب

peak hour

ساعت اوج

peak height

حداکثر ارتفاع

peak reverse voltage

ولتاژ معکوس اوج

جملات نمونه

its popularity peaked in the 1940s.

اوج محبوبیت آن در دهه ۱۹۴۰ رخ داد.

steel production had peaked in 1974.

تولید فولاد در سال ۱۹۷۴ به اوج خود رسیده بود.

You're looking a little peaked today.

امروز کمی خسته به نظر می‌رسی.

On the head is a manteau-like peaked cap as long as to the shoulders.

بر سر یک کلاه نوک تیز مانند مانتو به طول تا شانه‌ها قرار دارد.

A tatter of shadows peaked to white,

لبه‌های سایه‌ها به رنگ سفید رسید.

the peaked hills, blue and pearled with clouds.

تپه‌های نوک تیز، آبی و پوشیده از ابر.

Day by day the disappointed lover peaked and pined.

روز به روز عاشق ناامید اوج گرفت و دلدردگی کرد.

Toy sales peaked just before Christmas and are now decreasing.

فروش اسباب‌بازی درست قبل از کریسمس به اوج خود رسید و اکنون در حال کاهش است.

A month elapsed, the girl was narcose all the same.The boy was peaked and pined, but he still believed that she would get better one day.

یک ماه گذشت، دختر همچنان بیهوش بود. پسر رنگ پریده و رنجور بود، اما هنوز معتقد بود که یک روز بهتر خواهد شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید