cults

[ایالات متحده]/kʌlts/
[بریتانیا]/kʌlts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه‌های افرادی با باورهای مذهبی افراطی؛ پرستش یا عبادت شدید؛ اعمال خرافی

عبارات و ترکیب‌ها

dangerous cults

فرقه‌های خطرناک

religious cults

فرقه‌های مذهبی

new age cults

فرقه‌های نوظهور

cult behaviors

رفتارهای فرقه‌ای

cult leaders

رهبران فرقه‌ها

cult practices

شیوه های فرقه

cult followings

پیگیری‌های فرقه‌ای

cult members

اعضای فرقه

cult influence

نفوذ فرقه

cult phenomenon

پدیده‌ی فرقه‌ای

جملات نمونه

cults often manipulate their members' beliefs.

فرقه‌ها اغلب باورهای اعضای خود را دستکاری می‌کنند.

many cults isolate their followers from the outside world.

بسیاری از فرقه‌ها پیروان خود را از دنیای بیرون جدا می‌کنند.

people join cults for a sense of belonging.

افراد به دلیل احساس تعلق، به فرقه‌ها می‌پیوندند.

cults can be dangerous to mental health.

فرقه‌ها می‌توانند برای سلامت روان خطرناک باشند.

ex-members often share their experiences about cults.

افراد سابقاً عضو، اغلب تجربیات خود در مورد فرقه‌ها را به اشتراک می‌گذارند.

cults use charismatic leaders to attract followers.

فرقه‌ها از رهبران کاریزماتیک برای جذب پیروان استفاده می‌کنند.

it is important to recognize the signs of cults.

تشخیص نشانه‌های فرقه‌ها مهم است.

cults often require strict loyalty from their members.

فرقه‌ها اغلب از اعضای خود وفاداری شدید می‌خواهند.

many documentaries expose the practices of cults.

بسیاری از مستندها شیوه‌های فرقه‌ها را نشان می‌دهند.

researching cults can help prevent exploitation.

تحقیق در مورد فرقه‌ها می‌تواند به جلوگیری از استثمار کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید