culturati

[ایالات متحده]/kʌlˈtʃʊərəti/
[بریتانیا]/kʌlˈtʃʊrɑːti/

ترجمه

n. نخبگان فرهنگی; افراد بافرهنگ
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

culturati society

جامعه‌ی فرهنگ‌پسندان

culturati movement

جنبش فرهنگ‌پسندان

culturati network

شبکه‌ی فرهنگ‌پسندان

culturati exchange

تبادل فرهنگ‌پسندان

culturati event

رویداد فرهنگ‌پسندان

culturati discussion

بحث و گفتگو در مورد فرهنگ‌پسندان

culturati community

جامعه‌ی فرهنگ‌پسندان

culturati dialogue

گفتگوی فرهنگ‌پسندان

culturati influence

تاثیر فرهنگ‌پسندان

culturati platform

پلتفرم فرهنگ‌پسندان

جملات نمونه

many culturati appreciate the arts and humanities.

بسیاری از فرهیختگان از هنر و علوم انسانی قدردانی می‌کنند.

the culturati often gather at local galleries.

فرهیختگان اغلب در گالری‌های محلی گرد هم می‌آیند.

being a culturati means engaging with diverse cultures.

فرهیختگی به معنای تعامل با فرهنگ‌های متنوع است.

culturati play a vital role in promoting cultural awareness.

فرهیختگان نقش مهمی در ترویج آگاهی فرهنگی ایفا می‌کنند.

she is considered one of the leading culturati in her field.

او به عنوان یکی از برجسته‌ترین فرهیختگان در زمینه خود شناخته می‌شود.

the event attracted many young culturati.

این رویداد بسیاری از فرهیختگان جوان را به خود جذب کرد.

culturati often discuss literature and philosophy.

فرهیختگان اغلب درباره ادبیات و فلسفه بحث می‌کنند.

he is a well-known culturati in the music scene.

او یک فرهیخته شناخته شده در صحنه موسیقی است.

culturati are essential for fostering community dialogue.

فرهیختگان برای تقویت گفتگوی اجتماعی ضروری هستند.

the festival celebrates the contributions of the culturati.

این جشنواره از مشارکت فرهیختگان تجلیل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید