cultivated

[ایالات متحده]/ˈkʌltɪveɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈkʌltɪveɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کاشته و پرورش یافته، نشان دهنده آداب و رسوم خوب یا تحصیلات.
Word Forms
زمان گذشتهcultivated
قسمت سوم فعلcultivated

عبارات و ترکیب‌ها

cultivated land

زمین‌های کشت‌شده

cultivated crops

محصولات کشت‌شده

well-cultivated soil

خاک حاصلخیز

cultivated soil

خاک کشت‌شده

جملات نمونه

he cultivated an air of indifference.

او حالتی از بی‌تفاوتی از خود نشان می‌داد.

she cultivated flossy friends.

او دوستان سطحی و فریبنده پیدا کرد.

lush greenery and cultivated fields.

سبزی سرسبز و مزارع کشت‌شده.

Mary was cultivated as an ideal of womanhood.

مری به عنوان یک الگوی زن ایده‌آل پرورش داده شد.

cultivated a unisex look.

ظاهری با جنسیت نامشخص از خود نشان داد.

a rose that was cultivated to bloom early.

یک گل رز که برای شکوفه زدن زودتر کشت شده بود.

a carefully cultivated image

یک تصویر به دقت پرورش یافته.

a highly cultivated woman

یک زن بسیار فرهیخته.

her carefully cultivated veneer of refinement.

ظاهر ظریف و حساب‌شده‌ای که با دقت به دست آورده بود.

a pose cultivated by the upper classes

حالت و وضعیتی که توسط طبقات بالا به دست آمده بود.

This field has not been cultivated for years.

این مزرعه سال‌ها کشت نشده است.

We have a vast expanse of cultivated land.

ما وسعت زیادی از زمین‌های کشت‌شده داریم.

a cultivated way of speaking

یک روش سخن گفتن فرهیخته.

Corn and cotton are extensively cultivated in this region.

ذرت و پنبه به طور گسترده در این منطقه کشت می‌شوند.

The land here has been intensively cultivated for generations.

زمین در اینجا نسل‌هاست که به طور فشرده کشت می‌شود.

Mediterranean oat held to be progenitor of modern cultivated oat.

جو مدیترانه ای که به عنوان سرآغاز جو مدرن کشت شده در نظر گرفته می شود.

he was a remarkably cultivated and educated man.

او مردی بسیار با فرهنگ و تحصیل کرده بود.

tried to copy her cultivated accent;

سعی کرد لهجه فرهیخته او را تقلید کند.

نمونه‌های واقعی

I believe focus is something that can and must be cultivated.

من معتقدم تمرکز چیزی است که می‌توان و باید آن را تقویت کرد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

There are already many ideas about what can be cultivated in bogs.

در حال حاضر ایده‌های زیادی در مورد آنچه می‌توان در مرداب‌ها تقویت کرد وجود دارد.

منبع: Environment and Science

But I also think about my heart and what feelings need to be cultivated there.

اما من همچنین در مورد قلبم و احساساتی که باید در آنجا تقویت شوند فکر می‌کنم.

منبع: The yearned rural life

Other paintings revealed that both red and white watermelons were cultivated during the 17th century.

نقاشی‌های دیگر نشان دادند که در قرن هفدهم هم هندوانه قرمز و هم هندوانه سفید کشت می‌شدند.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American July 2021 Collection

It is also a virtue to be cultivated, perhaps even the key to happiness.

همچنین فضیلتی است که باید تقویت شود، شاید حتی کلید شادی.

منبع: The Economist (Summary)

It has been cultivated and selected for qualities.

این ویژگی‌ها انتخاب و برای کیفیت‌ها تقویت شده‌اند.

منبع: Natural History Museum

Jobs's craziness was of the cultivated sort.

جنون جابز از نوعی بود که تقویت شده بود.

منبع: Steve Jobs Biography

Unlike K, Luv already seems to have cultivated the boundary between her inner self and public exterior.

برخلاف کی، لوو به نظر می‌رسد که از قبل مرز بین خود درونی و ظاهر عمومی خود را تقویت کرده است.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

I've cultivated not one but several meaningful relationships.

من نه تنها یک بلکه چندین رابطه معنادار را تقویت کرده‌ام.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

The farmer cultivated his fields just before planting time.

کشاورز مزارع خود را درست قبل از زمان کاشت تقویت کرد.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید