curvier

[ایالات متحده]/[ˈkɜːvɪə]/
[بریتانیا]/[ˈkɞːvɪə]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای منحنی‌ها؛ منحنی‌تر؛ مربوط به یا ویژگی شکل منحنی.

عبارات و ترکیب‌ها

curvier hips

ورک‌های منحنی تر

becoming curvier

در حال شدن منحنی تر

curvier figure

شکل منحنی تر

she's curvier

او منحنی تر است

curvier than

منحنی تر از

looking curvier

به نظر می‌رسد منحنی تر است

felt curvier

احساس می‌کرد منحنی تر است

much curvier

خیلی منحنی تر

curvier silhouette

سایه منحنی تر

getting curvier

در حال شدن منحنی تر

جملات نمونه

she prefers dresses with a curvier silhouette.

او پسندیدن لباس‌هایی با سیلواتی کشیده‌تر را می‌کند.

the road became curvier as we climbed the mountain.

راه در حالی که ما روی کوه بالا می‌رفتیم کشیده‌تر شد.

the artist chose a curvier line to convey emotion.

هنرمند یک خط کشیده‌تر را برای انتقال احساس انتخاب کرد.

the new sofa has a curvier design than the old one.

نیمکت جدید دارای طراحی کشیده‌تری نسبت به نیمکت قدیمی است.

the landscape featured curvier rivers and rolling hills.

منظره رودخانه‌های کشیده‌تر و کوه‌های موج‌دار را داشت.

the vase had a curvier shape, perfect for flowers.

گلخانه دارای شکلی کشیده‌تر بود که برای گل‌ها مناسب است.

the dancer’s movements were fluid and curvier.

حرکات رقصنده‌ای مایل و کشیده‌تر بود.

the furniture boasted a curvier, more organic aesthetic.

مبلمان دارای زیبایی‌شناسی کشیده‌تر و طبیعی‌تری بود.

the coastline was strikingly curvier than i expected.

کرانه دریا به‌طور شگفت‌آوری کشیده‌تر از آنچه من انتظار داشتم بود.

he liked the curvier handle on the antique door.

او دست‌کش کشیده‌تر در درب باستانی را دوست داشت.

the architect envisioned a curvier building facade.

معمار یک پیکربنای ساختمان کشیده‌تر را تصور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید