curvier hips
ورکهای منحنی تر
becoming curvier
در حال شدن منحنی تر
curvier figure
شکل منحنی تر
she's curvier
او منحنی تر است
curvier than
منحنی تر از
looking curvier
به نظر میرسد منحنی تر است
felt curvier
احساس میکرد منحنی تر است
much curvier
خیلی منحنی تر
curvier silhouette
سایه منحنی تر
getting curvier
در حال شدن منحنی تر
she prefers dresses with a curvier silhouette.
او پسندیدن لباسهایی با سیلواتی کشیدهتر را میکند.
the road became curvier as we climbed the mountain.
راه در حالی که ما روی کوه بالا میرفتیم کشیدهتر شد.
the artist chose a curvier line to convey emotion.
هنرمند یک خط کشیدهتر را برای انتقال احساس انتخاب کرد.
the new sofa has a curvier design than the old one.
نیمکت جدید دارای طراحی کشیدهتری نسبت به نیمکت قدیمی است.
the landscape featured curvier rivers and rolling hills.
منظره رودخانههای کشیدهتر و کوههای موجدار را داشت.
the vase had a curvier shape, perfect for flowers.
گلخانه دارای شکلی کشیدهتر بود که برای گلها مناسب است.
the dancer’s movements were fluid and curvier.
حرکات رقصندهای مایل و کشیدهتر بود.
the furniture boasted a curvier, more organic aesthetic.
مبلمان دارای زیباییشناسی کشیدهتر و طبیعیتری بود.
the coastline was strikingly curvier than i expected.
کرانه دریا بهطور شگفتآوری کشیدهتر از آنچه من انتظار داشتم بود.
he liked the curvier handle on the antique door.
او دستکش کشیدهتر در درب باستانی را دوست داشت.
the architect envisioned a curvier building facade.
معمار یک پیکربنای ساختمان کشیدهتر را تصور کرد.
curvier hips
ورکهای منحنی تر
becoming curvier
در حال شدن منحنی تر
curvier figure
شکل منحنی تر
she's curvier
او منحنی تر است
curvier than
منحنی تر از
looking curvier
به نظر میرسد منحنی تر است
felt curvier
احساس میکرد منحنی تر است
much curvier
خیلی منحنی تر
curvier silhouette
سایه منحنی تر
getting curvier
در حال شدن منحنی تر
she prefers dresses with a curvier silhouette.
او پسندیدن لباسهایی با سیلواتی کشیدهتر را میکند.
the road became curvier as we climbed the mountain.
راه در حالی که ما روی کوه بالا میرفتیم کشیدهتر شد.
the artist chose a curvier line to convey emotion.
هنرمند یک خط کشیدهتر را برای انتقال احساس انتخاب کرد.
the new sofa has a curvier design than the old one.
نیمکت جدید دارای طراحی کشیدهتری نسبت به نیمکت قدیمی است.
the landscape featured curvier rivers and rolling hills.
منظره رودخانههای کشیدهتر و کوههای موجدار را داشت.
the vase had a curvier shape, perfect for flowers.
گلخانه دارای شکلی کشیدهتر بود که برای گلها مناسب است.
the dancer’s movements were fluid and curvier.
حرکات رقصندهای مایل و کشیدهتر بود.
the furniture boasted a curvier, more organic aesthetic.
مبلمان دارای زیباییشناسی کشیدهتر و طبیعیتری بود.
the coastline was strikingly curvier than i expected.
کرانه دریا بهطور شگفتآوری کشیدهتر از آنچه من انتظار داشتم بود.
he liked the curvier handle on the antique door.
او دستکش کشیدهتر در درب باستانی را دوست داشت.
the architect envisioned a curvier building facade.
معمار یک پیکربنای ساختمان کشیدهتر را تصور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید