curviest

[ایالات متحده]/[ˈkɜːvɪst]/
[بریتانیا]/[ˈkɝːvɪst]/

ترجمه

adj. بیشترین منحنی؛ دارای منحنی بیشترین؛ دارای مسیر منحنی یا غیرمستقیم؛ به‌صورت مجاز، پیچیده‌ترین یا پیچیده.

عبارات و ترکیب‌ها

curviest roads

جاده‌های منحنی‌تر

curviest smile

خنده‌ای منحنی‌تر

curviest line

خط منحنی‌تر

be curviest

منحنی‌تر باش

curviest shape

شکل منحنی‌تر

curviest route

مسیر منحنی‌تر

finding curviest

پیدا کردن منحنی‌ترین

curviest part

بخش منحنی‌تر

showed curviest

منحنی‌ترین را نشان داد

world’s curviest

منحنی‌ترین جهان

جملات نمونه

the road was the curviest i'd ever driven on.

این راه منحنی‌ترین مسیری بود که تا کنون راندم.

she wore the curviest dress at the party.

او در جشن ر着 منحنی‌ترین لباس را پوشید.

the mountain path was surprisingly the curviest section.

مسیر کوه به‌طور غیر منتظره منحنی‌ترین بخش بود.

the artist chose the curviest lines for the design.

هنرمند خطوط منحنی‌تر را برای طراحی انتخاب کرد.

the rollercoaster had the curviest drop of all.

این چرخ‌الکار منحنی‌ترین پرتاب را داشت.

the river carved the curviest route through the valley.

رودخانه مسیر منحنی‌تری را از طریق وادی حفر کرد.

he built the curviest fence around his garden.

او پرگز منحنی‌تری را اطراف باغ خود ساخت.

the data showed the curviest trend in sales.

داده‌ها نشان دادند که روند فروش منحنی‌ترین است.

the coastline was the curviest part of the island.

کرانه دریا منحنی‌ترین بخش جزیره بود.

the sculptor used the curviest clay for the figure.

نگارگر از گلی منحنی‌تر برای این شخصه استفاده کرد.

the graph displayed the curviest pattern of growth.

نمودار الگوی رشد منحنی‌تری را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید