sensual

[ایالات متحده]/'sensjʊəl/
[بریتانیا]/'sɛnʃuəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به حواس; مربوط به خواسته‌های جسمانی; دنیوی.

جملات نمونه

She exudes a sensual charm that captivates everyone around her.

او جذابیت حساسی از خود منتشر می‌کند که همه اطرافیان را مجذوب خود می‌کند.

The music had a sensual rhythm that made everyone want to dance.

موسیقی ریتم حساسی داشت که باعث می‌شد همه بخواهند برقصند.

His paintings often depict sensual scenes of love and passion.

نقاشی‌های او اغلب صحنه‌هایی با مضمون عشق و اشتیاق را به تصویر می‌کشند.

The luxurious silk fabric felt sensual against her skin.

پارچه ابریشم لوکس در برابر پوست او حس و حال خاصی داشت.

The perfume had a sensual fragrance that lingered in the air.

عطر بوی حساسی داشت که در هوا باقی می‌ماند.

The dance performance was a sensual display of grace and fluidity.

اجرای رقص، نمایشی از ظرافت و روانی با حس و حال خاص بود.

She wore a sensual red dress that accentuated her curves.

او یک لباس قرمز با حس و حال خاص پوشیده بود که به خوبی فرم اندامش را نشان می‌داد.

The film contained sensual scenes that added depth to the characters' relationships.

فیلم شامل صحنه‌هایی با حس و حال خاص بود که به عمق روابط شخصیت‌ها می‌افزود.

The chef created a sensual dining experience with his use of exotic spices.

سرآشپز با استفاده از ادویه‌های خاص، تجربه‌ای غذایی با حس و حال خاص را ایجاد کرد.

The novel was praised for its sensual descriptions of the natural world.

این رمان به خاطر توصیفات حس و حال خاص آن از دنیای طبیعت مورد تحسین قرار گرفت.

نمونه‌های واقعی

You must want real life, not mere pleasure of sensual gratification.

شما باید زندگی واقعی را بخواهید، نه صرفاً لذت صرفی از ارضای حسی.

منبع: The Lost Wealth Classics

Pantone describes the orange-pink hue as gentle, warm and cozy, subtly sensual and heartfelt.

شرکت Pantone سایه نارنجی-صورتی را به عنوان ملایم، گرم و دنج، به طور ظریف شهوت‌انگیز و صمیمانه توصیف می‌کند.

منبع: Selected English short passages

He was a sensual man, and yet was indifferent to sensual things.

او مردی شهوت‌انگیز بود، اما نسبت به چیزهای شهوت‌انگیز بی‌تفاوت بود.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

They are sensual with an unashamed violence that leaves you breathless.

آنها شهوت‌انگیز و با خشونت بی‌پروایی هستند که نفس شما را قطع می‌کند.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

But for de Beauvoir, earthly life was enthralling, sensual, and anything but static.

اما برای سیمون دو بوآور، زندگی زمینی جذاب، شهوت‌انگیز و به هیچ وجه ایستا نبود.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

That means they can have a sensual encounter with any part of the body.

این بدان معناست که آنها می‌توانند یک تجربه شهوت‌انگیز با هر قسمت از بدن داشته باشند.

منبع: Reel Knowledge Scroll

Long after the decline of hunter-gathering, however, selecting food continued to be deeply sensual.

با گذشت زمان طولانی پس از افول جمع آوری غذا، انتخاب غذا همچنان عمیقاً شهوت‌انگیز بود.

منبع: The Guardian (Article Version)

The bear is powerful and sensual, although thin because he is out of his time.

خرس قدرتمند و شهوت‌انگیز است، اگرچه لاغر است زیرا از زمان خود خارج شده است.

منبع: Stephen King on Writing

Scientists have uncovered a sensual drawing on a wall in the ruins of ancient Pompeii.

دانشمندان یک نقاشی شهوت‌انگیز را در دیواری در خرابه‌های پومپی باستان کشف کرده‌اند.

منبع: VOA Slow English - America

The Old Testament heroine is shown daringly nude and sensual, holding the head of the Holofernes like a trophy.

قهرمانة عهد عتیق برهنه و شهوت‌انگیز نشان داده شده است و سر هولوفرنس را مانند جامعی در دست دارد.

منبع: Curious Muse

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید