cuss word
کلمه توهینآمیز
cuss out
توهین کردن
cuss up
توهین کردن به صورت غیر مستقیم
cuss fit
حمله عصبی
cuss away
توهین کردن به طور مداوم
cuss like
مثل توهین کردن
cuss at
توهین کردن به
cuss around
توهین کردن در اطراف
cuss someone
توهین کردن به کسی
cuss back
جواب توهینآمیز دادن
he tends to cuss when he's frustrated.
او معمولاً وقتی که او разочарован است، ناسزا میگوید.
it's not polite to cuss in front of children.
ناسزا گفتن جلوی بچه ها مودبانه نیست.
she tried not to cuss during the meeting.
او سعی کرد در طول جلسه ناسزا نگوید.
he always cusses when he plays video games.
او همیشه وقتی بازی ویدیویی میکند ناسزا میگوید.
some people cuss to express their anger.
برخی از مردم برای بیان خشم خود ناسزا میگویند.
it's common to cuss when you stub your toe.
وقتی انگشت پا را میخوری، ناسزا گفتن معمول است.
he didn't mean to cuss in front of his boss.
او نمیخواست جلوی رئیسش ناسزا بگوید.
she cussed loudly after losing the game.
او بعد از باختن در بازی با صدای بلند ناسزا گفت.
they often cuss at each other during arguments.
آنها اغلب در هنگام بحث با یکدیگر ناسزا میگویند.
he learned to cuss in several languages.
او یاد گرفت که در چندین زبان ناسزا بگوید.
cuss word
کلمه توهینآمیز
cuss out
توهین کردن
cuss up
توهین کردن به صورت غیر مستقیم
cuss fit
حمله عصبی
cuss away
توهین کردن به طور مداوم
cuss like
مثل توهین کردن
cuss at
توهین کردن به
cuss around
توهین کردن در اطراف
cuss someone
توهین کردن به کسی
cuss back
جواب توهینآمیز دادن
he tends to cuss when he's frustrated.
او معمولاً وقتی که او разочарован است، ناسزا میگوید.
it's not polite to cuss in front of children.
ناسزا گفتن جلوی بچه ها مودبانه نیست.
she tried not to cuss during the meeting.
او سعی کرد در طول جلسه ناسزا نگوید.
he always cusses when he plays video games.
او همیشه وقتی بازی ویدیویی میکند ناسزا میگوید.
some people cuss to express their anger.
برخی از مردم برای بیان خشم خود ناسزا میگویند.
it's common to cuss when you stub your toe.
وقتی انگشت پا را میخوری، ناسزا گفتن معمول است.
he didn't mean to cuss in front of his boss.
او نمیخواست جلوی رئیسش ناسزا بگوید.
she cussed loudly after losing the game.
او بعد از باختن در بازی با صدای بلند ناسزا گفت.
they often cuss at each other during arguments.
آنها اغلب در هنگام بحث با یکدیگر ناسزا میگویند.
he learned to cuss in several languages.
او یاد گرفت که در چندین زبان ناسزا بگوید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید