cutthroats

[ایالات متحده]/ˈkʌtθrəʊts/
[بریتانیا]/ˈkʌtˌθroʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌رحم; قاتل; شدید
n. قاتل; کشتارگر

عبارات و ترکیب‌ها

cutthroats only

فقط آدمکش‌ها

cutthroats game

بازی آدمکش‌ها

cutthroats rise

ظهور آدمکش‌ها

cutthroats unite

اتحاد آدمکش‌ها

cutthroats society

جامعه آدمکش‌ها

cutthroats battle

نبرد آدمکش‌ها

cutthroats alliance

ائتلاف آدمکش‌ها

cutthroats clash

درگیری آدمکش‌ها

cutthroats deal

معامله آدمکش‌ها

cutthroats world

جهان آدمکش‌ها

جملات نمونه

in the world of business, cutthroats often rise to the top.

در دنیای تجارت، فرصت‌طلبان اغلب به صدر می‌رسند.

he was known as a cutthroat in the industry.

او به عنوان یک فرصت‌طلب در صنعت شناخته می‌شد.

cutthroats will do anything to win the deal.

فرصت‌طلبان برای برنده شدن در معامله، هر کاری انجام می‌دهند.

the cutthroats in the market make it hard for newcomers.

فرصت‌طلبان در بازار، ورود افراد جدید را دشوار می‌کنند.

she learned to be a cutthroat negotiator.

او یاد گرفت که یک مذاکره‌کننده فرصت‌طلب باشد.

cutthroats often lack empathy for their rivals.

فرصت‌طلبان اغلب همدلی با رقبای خود ندارند.

the film depicted the lives of corporate cutthroats.

فیلم زندگی فرصت‌طلبان شرکتی را به تصویر کشید.

in a cutthroat environment, trust is hard to find.

در یک محیط فرصت‌طلبانه، اعتماد کردن سخت است.

cutthroats thrive in high-stakes situations.

فرصت‌طلبان در شرایط پر ریسک شکوفا می‌شوند.

being a cutthroat can lead to isolation.

فرصت‌طلب بودن می‌تواند منجر به انزوا شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید