damning

[ایالات متحده]/'dæmiŋ/
[بریتانیا]/ˈdæmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت انتقاد کردن یا محکوم کردن
n. نفرین
v. به شدت نفرین کردن یا انتقاد کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریdamning

عبارات و ترکیب‌ها

damning evidence

اثبات دامنگیر

damning report

گزارش دامنگیر

damning testimony

شهادت دامنگیر

جملات نمونه

a damning indictment of the government's record.

یک محکومیت قوی از سابقه دولت.

she cleared her throat, damning it for its huskiness.

او گلویش را صاف کرد و آن را به خاطر خشکی‌اش نفرین کرد.

All he said was that I was ‘capable’. Talk about damning someone with faint praise!

او فقط گفت که من 'توانمند' هستم. چه کسی با تعریف و تمجید کم کسی را نفرین می‌کند!

The report contained damning evidence of corruption.

گزارش حاوی مدارک قوی از فساد بود.

Her damning remarks about the company's practices caused a stir.

اظهارات قوی او در مورد روش‌های شرکت باعث ایجاد هیاهو شد.

The witness's testimony was damning for the defendant.

شهادت شاهد برای متهم بسیار قوی بود.

The photos provided damning proof of the crime.

عکس‌ها مدرک قوی از جرم را نشان دادند.

His actions were deemed damning by the public.

اقدامات او توسط مردم قوی تلقی شد.

The video footage was damning and led to the suspect's arrest.

تصاویر ویدئویی بسیار قوی بود و منجر به دستگیری مظنون شد.

The damning reviews of the restaurant deterred many potential customers.

نقد و بررسی‌های قوی رستوران بسیاری از مشتریان بالقوه را منصرف کرد.

The politician's past scandals were brought up as damning evidence of his character.

رسوایی‌های گذشته سیاستمدار به عنوان مدرک قوی از شخصیت او مطرح شد.

The leaked emails contained damning information about the company's unethical practices.

ایمیل‌های نشت‌یافته حاوی اطلاعات قوی در مورد روش‌های غیراخلاقی شرکت بودند.

The committee's investigation revealed damning details about the cover-up.

تحقیقات کمیته جزئیات قوی در مورد پوشش ماجرا را نشان داد.

نمونه‌های واقعی

It coddles the country from a damning reality.

این کشور را از یک واقعیت تکان‌دهنده دور می‌کند.

منبع: Time

That's not damning in and of itself.

خود آن به خوده ترسناک نیست.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

His report was damning, but not surprising.

گزارش او تکان‌دهنده بود، اما غیرمنتظره نبود.

منبع: NPR News July 2016 Compilation

Such a damning list of circumstantial evidence.

یک لیست تکان‌دهنده از شواهد غیرمستقیم.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

Those are the damning findings from a committee of MPs.

این یافته‌های تکان‌دهنده از یک کمیته نمایندگان مجلس هستند.

منبع: BBC World Headlines

Building evidence over the years has been particularly damning though.

ساختن مدارک در طول سال‌ها به طور خاص تکان‌دهنده بوده است.

منبع: Realm of Legends

I mean it's a, it's a pretty, it's a very detailed indictment, and it's very, very damning.

منظورم این است که این یک، این یک، یک اتهام‌نامه بسیار دقیق است و بسیار، بسیار تکان‌دهنده است.

منبع: VOA Daily Standard June 2023 Collection

Frank, " original" and " imaginative" are two of Humphrey's most damning criticisms.

فرانک، "اصیل" و "خلاق" دو مورد از انتقادات قاطعانه هامفری هستند.

منبع: Yes, Minister Season 1

The Privileges Committee's conclusion is expected to be damning of Mr Johnson.

پیش‌بینی می‌شود نتیجه‌گیری کمیته امتیازات، آقای جانسون را به شدت مورد انتقاد قرار دهد.

منبع: BBC Listening Collection June 2023

Did Erdogan confirm any of the other various news reports about bits of damning information?

آیا اردوغان هر یک از سایر گزارش‌های خبری مختلف درباره تکه‌های اطلاعات تکان‌دهنده را تأیید کرد؟

منبع: NPR News October 2018 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید