1. She was daringly decollete.
1. او جسارتآمیزانه یقهاش باز بود.
She daringly jumped off the cliff into the ocean.
او جسارتآمیزانه از صخره به داخل اقیانوس پرید.
He daringly confronted the bully in the schoolyard.
او جسارتآمیزانه با زورگو در حیاط مدرسه روبرو شد.
The artist daringly experimented with new techniques in her latest painting.
هنرمند جسارتآمیزانه با تکنیکهای جدید در آخرین نقاشی خود آزمایش کرد.
The detective daringly pursued the suspect through the crowded streets.
مامور پلیس جسارتآمیزانه مظنون را در خیابانهای شلوغ تعقیب کرد.
She daringly challenged the status quo and fought for change.
او جسارتآمیزانه وضعیت موجود را به چالش کشید و برای تغییر مبارزه کرد.
He daringly climbed the tallest mountain in the region.
او جسارتآمیزانه از بلندترین کوه منطقه بالا رفت.
The pilot daringly performed a series of aerobatic maneuvers during the air show.
خلبان جسارتآمیزانه مجموعهای از حرکات آکروباتیک را در طول نمایش هوایی انجام داد.
The explorer daringly ventured into the uncharted wilderness in search of new discoveries.
کاوشگر جسارتآمیزانه برای یافتن اکتشافات جدید به سرزمینهای ناشناخته ماجراجویی کرد.
She daringly spoke up against injustice and discrimination.
او جسارتآمیزانه علیه بیعدالتی و تبعیض صحبت کرد.
The entrepreneur daringly invested all her savings into her startup business.
کارآفرین جسارتآمیزانه تمام پسانداز خود را در کسب و کار نوپا سرمایهگذاری کرد.
1. She was daringly decollete.
1. او جسارتآمیزانه یقهاش باز بود.
She daringly jumped off the cliff into the ocean.
او جسارتآمیزانه از صخره به داخل اقیانوس پرید.
He daringly confronted the bully in the schoolyard.
او جسارتآمیزانه با زورگو در حیاط مدرسه روبرو شد.
The artist daringly experimented with new techniques in her latest painting.
هنرمند جسارتآمیزانه با تکنیکهای جدید در آخرین نقاشی خود آزمایش کرد.
The detective daringly pursued the suspect through the crowded streets.
مامور پلیس جسارتآمیزانه مظنون را در خیابانهای شلوغ تعقیب کرد.
She daringly challenged the status quo and fought for change.
او جسارتآمیزانه وضعیت موجود را به چالش کشید و برای تغییر مبارزه کرد.
He daringly climbed the tallest mountain in the region.
او جسارتآمیزانه از بلندترین کوه منطقه بالا رفت.
The pilot daringly performed a series of aerobatic maneuvers during the air show.
خلبان جسارتآمیزانه مجموعهای از حرکات آکروباتیک را در طول نمایش هوایی انجام داد.
The explorer daringly ventured into the uncharted wilderness in search of new discoveries.
کاوشگر جسارتآمیزانه برای یافتن اکتشافات جدید به سرزمینهای ناشناخته ماجراجویی کرد.
She daringly spoke up against injustice and discrimination.
او جسارتآمیزانه علیه بیعدالتی و تبعیض صحبت کرد.
The entrepreneur daringly invested all her savings into her startup business.
کارآفرین جسارتآمیزانه تمام پسانداز خود را در کسب و کار نوپا سرمایهگذاری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید