dawdlers unite
دورادلرها متحد شوید
stop dawdlers
متوقف کردن دورادلرها
dawdlers beware
دورادلرها مراقب باشید
dawdlers ahead
دورادلرها در پیش رو
chasing dawdlers
تعقیب دورادلرها
dawdlers anonymous
گمنام دورادلرها
encouraging dawdlers
تشویق دورادلرها
dawdlers in action
دورادلرها در عمل
helping dawdlers
کمک به دورادلرها
dawdlers at work
دورادلرها در حال کار
many dawdlers miss their deadlines.
بسیاری از افراد سستعمل ضربالاجلهای خود را از دست میدهند.
it's frustrating to work with dawdlers.
همکاری با افراد سستعمل خستهکننده است.
she often calls her friends dawdlers when they are late.
او اغلب دوستانش را وقتی دیر میکنند، افراد سستعمل صدا میزند.
dawdlers can slow down the entire project.
افراد سستعمل میتوانند کل پروژه را کند کنند.
he is known as a dawdler in our group.
او در گروه ما به عنوان یک فرد سستعمل شناخته میشود.
we need to motivate the dawdlers to speed up.
ما باید افراد سستعمل را برای سرعت بخشیدن به کار تشویق کنیم.
dawdlers often get left behind in competitive environments.
افراد سستعمل اغلب در محیطهای رقابتی عقب میمانند.
don't be a dawdler; start your work now!
سستعمل نباشید؛ کار خود را همین حالا شروع کنید!
the teacher warned the dawdlers about their grades.
معلم به افراد سستعمل در مورد نمراتشان هشدار داد.
in a race, dawdlers will never win.
در یک مسابقه، افراد سستعمل هرگز برنده نخواهند شد.
dawdlers unite
دورادلرها متحد شوید
stop dawdlers
متوقف کردن دورادلرها
dawdlers beware
دورادلرها مراقب باشید
dawdlers ahead
دورادلرها در پیش رو
chasing dawdlers
تعقیب دورادلرها
dawdlers anonymous
گمنام دورادلرها
encouraging dawdlers
تشویق دورادلرها
dawdlers in action
دورادلرها در عمل
helping dawdlers
کمک به دورادلرها
dawdlers at work
دورادلرها در حال کار
many dawdlers miss their deadlines.
بسیاری از افراد سستعمل ضربالاجلهای خود را از دست میدهند.
it's frustrating to work with dawdlers.
همکاری با افراد سستعمل خستهکننده است.
she often calls her friends dawdlers when they are late.
او اغلب دوستانش را وقتی دیر میکنند، افراد سستعمل صدا میزند.
dawdlers can slow down the entire project.
افراد سستعمل میتوانند کل پروژه را کند کنند.
he is known as a dawdler in our group.
او در گروه ما به عنوان یک فرد سستعمل شناخته میشود.
we need to motivate the dawdlers to speed up.
ما باید افراد سستعمل را برای سرعت بخشیدن به کار تشویق کنیم.
dawdlers often get left behind in competitive environments.
افراد سستعمل اغلب در محیطهای رقابتی عقب میمانند.
don't be a dawdler; start your work now!
سستعمل نباشید؛ کار خود را همین حالا شروع کنید!
the teacher warned the dawdlers about their grades.
معلم به افراد سستعمل در مورد نمراتشان هشدار داد.
in a race, dawdlers will never win.
در یک مسابقه، افراد سستعمل هرگز برنده نخواهند شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید