new dawns
طلوعهای جدید
bright dawns
طلوعهای درخشان
hopeful dawns
طلوعهای امیدوارکننده
peaceful dawns
طلوعهای صلحآمیز
early dawns
طلوعهای زودهنگام
golden dawns
طلوعهای طلایی
new day dawns
ظهور روز جدید
fresh dawns
طلوعهای تازه
dark dawns
طلوعهای تاریک
silent dawns
طلوعهای خاموش
as the sun dawns, the world awakens.
همانطور که خورشید طلوع میکند، دنیا از خواب بیدار میشود.
every new day dawns with fresh opportunities.
هر روز جدید با فرصتهای تازه طلوع میکند.
when dawns break, the birds start to sing.
وقتی سپیدهدم میرسد، پرندگان شروع به خواندن میکنند.
she feels hopeful as dawns approach.
او با نزدیک شدن سپیدهدم احساس امید میکند.
he loves to watch the way dawns paint the sky.
او عاشق تماشای این است که سپیدهدم چگونه آسمان را رنگ آمیزی میکند.
each dawn brings a chance for a new beginning.
هر سپیدهدم فرصتی برای شروعی دوباره به ارمغان میآورد.
as winter dawns, the days grow shorter.
همانطور که زمستان طلوع میکند، روزها کوتاهتر میشوند.
with the dawns of spring, flowers bloom.
با سپیدهدمهای بهار، گلها شکوفا میشوند.
he reflects on his life as dawns come.
او در زمان طلوع سپیدهدم در مورد زندگی خود فکر میکند.
she enjoys the tranquility that dawns bring.
او از آرامشی که سپیدهدم به ارمغان میآورد لذت میبرد.
new dawns
طلوعهای جدید
bright dawns
طلوعهای درخشان
hopeful dawns
طلوعهای امیدوارکننده
peaceful dawns
طلوعهای صلحآمیز
early dawns
طلوعهای زودهنگام
golden dawns
طلوعهای طلایی
new day dawns
ظهور روز جدید
fresh dawns
طلوعهای تازه
dark dawns
طلوعهای تاریک
silent dawns
طلوعهای خاموش
as the sun dawns, the world awakens.
همانطور که خورشید طلوع میکند، دنیا از خواب بیدار میشود.
every new day dawns with fresh opportunities.
هر روز جدید با فرصتهای تازه طلوع میکند.
when dawns break, the birds start to sing.
وقتی سپیدهدم میرسد، پرندگان شروع به خواندن میکنند.
she feels hopeful as dawns approach.
او با نزدیک شدن سپیدهدم احساس امید میکند.
he loves to watch the way dawns paint the sky.
او عاشق تماشای این است که سپیدهدم چگونه آسمان را رنگ آمیزی میکند.
each dawn brings a chance for a new beginning.
هر سپیدهدم فرصتی برای شروعی دوباره به ارمغان میآورد.
as winter dawns, the days grow shorter.
همانطور که زمستان طلوع میکند، روزها کوتاهتر میشوند.
with the dawns of spring, flowers bloom.
با سپیدهدمهای بهار، گلها شکوفا میشوند.
he reflects on his life as dawns come.
او در زمان طلوع سپیدهدم در مورد زندگی خود فکر میکند.
she enjoys the tranquility that dawns bring.
او از آرامشی که سپیدهدم به ارمغان میآورد لذت میبرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید