de-energizer effect
اثر کاهنده انرژی
be a de-energizer
به عنوان یک کاهنده انرژی باشید
de-energizer role
نقش کاهنده انرژی
de-energizer state
حالت کاهنده انرژی
de-energizer system
سیستم کاهنده انرژی
de-energizer influence
تأثیر کاهنده انرژی
de-energizer factor
عامل کاهنده انرژی
de-energizer mechanism
مکانیسم کاهنده انرژی
de-energizer activity
فعالیت کاهنده انرژی
the meeting felt like a de-energizer, draining all enthusiasm from the room.
این جلسه مانند یک کاهش انرژی بود، تمام انگیزه اتاق را خالی کرد.
constant negativity can be a serious de-energizer for any team.
نقد دائمی میتواند برای هر تیم یک کاهش جدی انرژی باشد.
we need to avoid activities that act as a de-energizer during the project.
ما باید فعالیتهایی را که در طول پروژه مانند یک کاهش انرژی عمل میکنند، جلوگیری کنیم.
the long commute proved to be a major de-energizer for his workday.
سفر طولانی ثابت شد که یک کاهش انرژی اصلی برای روز کار او است.
the repetitive tasks were a real de-energizer, making him feel bored.
وظایف تکراری یک کاهش انرژی واقعی بودند، او را خسته کرد.
we want to create a motivating environment, not a de-energizer.
ما میخواهیم محیطی انگیزشی ایجاد کنیم، نه یک کاهش انرژی.
dealing with bureaucracy can be a significant de-energizer for entrepreneurs.
تعامل با بیروکراسی میتواند برای کارآفرینان یک کاهش انرژی قابل توجه باشد.
the constant criticism felt like a mental de-energizer.
انتقاد دائمی مانند یک کاهش انرژی روانی بود.
avoid tasks that are known to be a de-energizer for your team.
وظایفی را که میدانیم برای تیم شما یک کاهش انرژی هستند، اجتناب کنید.
the lack of recognition was a powerful de-energizer for the employees.
عدم شناسایی یک کاهش انرژی قدرتمند برای کارکنان بود.
we identified several de-energizers in the workflow and are addressing them.
ما چندین کاهش انرژی در فرایند کار را شناسایی کردیم و آنها را در حال برخورد هستیم.
de-energizer effect
اثر کاهنده انرژی
be a de-energizer
به عنوان یک کاهنده انرژی باشید
de-energizer role
نقش کاهنده انرژی
de-energizer state
حالت کاهنده انرژی
de-energizer system
سیستم کاهنده انرژی
de-energizer influence
تأثیر کاهنده انرژی
de-energizer factor
عامل کاهنده انرژی
de-energizer mechanism
مکانیسم کاهنده انرژی
de-energizer activity
فعالیت کاهنده انرژی
the meeting felt like a de-energizer, draining all enthusiasm from the room.
این جلسه مانند یک کاهش انرژی بود، تمام انگیزه اتاق را خالی کرد.
constant negativity can be a serious de-energizer for any team.
نقد دائمی میتواند برای هر تیم یک کاهش جدی انرژی باشد.
we need to avoid activities that act as a de-energizer during the project.
ما باید فعالیتهایی را که در طول پروژه مانند یک کاهش انرژی عمل میکنند، جلوگیری کنیم.
the long commute proved to be a major de-energizer for his workday.
سفر طولانی ثابت شد که یک کاهش انرژی اصلی برای روز کار او است.
the repetitive tasks were a real de-energizer, making him feel bored.
وظایف تکراری یک کاهش انرژی واقعی بودند، او را خسته کرد.
we want to create a motivating environment, not a de-energizer.
ما میخواهیم محیطی انگیزشی ایجاد کنیم، نه یک کاهش انرژی.
dealing with bureaucracy can be a significant de-energizer for entrepreneurs.
تعامل با بیروکراسی میتواند برای کارآفرینان یک کاهش انرژی قابل توجه باشد.
the constant criticism felt like a mental de-energizer.
انتقاد دائمی مانند یک کاهش انرژی روانی بود.
avoid tasks that are known to be a de-energizer for your team.
وظایفی را که میدانیم برای تیم شما یک کاهش انرژی هستند، اجتناب کنید.
the lack of recognition was a powerful de-energizer for the employees.
عدم شناسایی یک کاهش انرژی قدرتمند برای کارکنان بود.
we identified several de-energizers in the workflow and are addressing them.
ما چندین کاهش انرژی در فرایند کار را شناسایی کردیم و آنها را در حال برخورد هستیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید