de-latinize names
اسمها را از حروف لاتینی بیکاری کن
de-latinized version
نسخهای که از حروف لاتینی بیکاری شده است
de-latinize further
بیشتر از حروف لاتینی بیکاری کن
de-latinize term
واژه را از حروف لاتینی بیکاری کن
de-latinized form
شکلی که از حروف لاتینی بیکاری شده است
de-latinize it
آن را از حروف لاتینی بیکاری کن
de-latinized now
هماکنون از حروف لاتینی بیکاری شده است
de-latinize completely
کاملاً از حروف لاتینی بیکاری کن
we need to de-latinize the scientific nomenclature for broader accessibility.
لازم است که نomenclature علمی را دلاتهایز کنیم تا برای دسترسی گستردهتر سادهتر شود.
the project aims to de-latinize botanical names to make them easier to understand.
هدف این پروژه دلاتهایز کردن نامهای گیاهی است تا آنها را برای درک آسانتر کنیم.
it's important to de-latinize medical terminology when communicating with patients.
دلاتهایز کردن واژگان پزشکی در زمان ارتباط با بیماران اهمیت دارد.
the historian sought to de-latinize the historical record, revealing local perspectives.
تاریخنگار سعی کرد تاریخ را دلاتهایز کند و دیدگاههای محلی را آشکار کند.
de-latinizing the legal jargon can improve public understanding of the law.
دلاتهایز کردن واژگان قانونی میتواند درک عمومی از قانون را بهبود بخشد.
the team decided to de-latinize the product descriptions for a wider consumer base.
تیم تصمیم گرفت تا توضیحات محصول را دلاتهایز کند تا برای پایهای بزرگتری از مصرفکنندگان قابل دسترس باشد.
de-latinizing the academic paper made it more accessible to undergraduate students.
دلاتهایز کردن مقاله علمی آن را برای دانشجویان کارشناسی ارشد قابل دسترستر کرد.
the goal was to de-latinize the archaic language used in the ancient documents.
هدف این بود که زبان باستانی استفاده شده در اسناد باستانی را دلاتهایز کنیم.
we should de-latinize the technical manual to simplify the instructions.
باید دستورالعملهای دفترچه فنی را دلاتهایز کنیم تا سادهتر شود.
the organization worked to de-latinize the organizational structure for clarity.
سازمان کار کرد تا ساختار سازمانی را دلاتهایز کند تا واضحتر شود.
de-latinizing the software interface improved user experience significantly.
دلاتهایز کردن رابط نرمافزار به طور قابل توجهی تجربه کاربر را بهبود داد.
de-latinize names
اسمها را از حروف لاتینی بیکاری کن
de-latinized version
نسخهای که از حروف لاتینی بیکاری شده است
de-latinize further
بیشتر از حروف لاتینی بیکاری کن
de-latinize term
واژه را از حروف لاتینی بیکاری کن
de-latinized form
شکلی که از حروف لاتینی بیکاری شده است
de-latinize it
آن را از حروف لاتینی بیکاری کن
de-latinized now
هماکنون از حروف لاتینی بیکاری شده است
de-latinize completely
کاملاً از حروف لاتینی بیکاری کن
we need to de-latinize the scientific nomenclature for broader accessibility.
لازم است که نomenclature علمی را دلاتهایز کنیم تا برای دسترسی گستردهتر سادهتر شود.
the project aims to de-latinize botanical names to make them easier to understand.
هدف این پروژه دلاتهایز کردن نامهای گیاهی است تا آنها را برای درک آسانتر کنیم.
it's important to de-latinize medical terminology when communicating with patients.
دلاتهایز کردن واژگان پزشکی در زمان ارتباط با بیماران اهمیت دارد.
the historian sought to de-latinize the historical record, revealing local perspectives.
تاریخنگار سعی کرد تاریخ را دلاتهایز کند و دیدگاههای محلی را آشکار کند.
de-latinizing the legal jargon can improve public understanding of the law.
دلاتهایز کردن واژگان قانونی میتواند درک عمومی از قانون را بهبود بخشد.
the team decided to de-latinize the product descriptions for a wider consumer base.
تیم تصمیم گرفت تا توضیحات محصول را دلاتهایز کند تا برای پایهای بزرگتری از مصرفکنندگان قابل دسترس باشد.
de-latinizing the academic paper made it more accessible to undergraduate students.
دلاتهایز کردن مقاله علمی آن را برای دانشجویان کارشناسی ارشد قابل دسترستر کرد.
the goal was to de-latinize the archaic language used in the ancient documents.
هدف این بود که زبان باستانی استفاده شده در اسناد باستانی را دلاتهایز کنیم.
we should de-latinize the technical manual to simplify the instructions.
باید دستورالعملهای دفترچه فنی را دلاتهایز کنیم تا سادهتر شود.
the organization worked to de-latinize the organizational structure for clarity.
سازمان کار کرد تا ساختار سازمانی را دلاتهایز کند تا واضحتر شود.
de-latinizing the software interface improved user experience significantly.
دلاتهایز کردن رابط نرمافزار به طور قابل توجهی تجربه کاربر را بهبود داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید