de-mobilizer

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈmɒbɪlaɪzər]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈmɒbɪlaɪzər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد یا چیزی که دموبلیزاسیون می‌کند؛ کسی که دموبلیزاسیون نیروی اردویی یا نیرویی را ایجاد می‌کند.
v. (همچنین de-mobilize) از خدمت نظامی عزل کردن یا از آن خارج کردن؛ کاهش اندازه نیروهای مسلح.

جملات نمونه

the de-mobilizer skillfully disarmed the explosive device.

کارشناس غیرنظامی به خوبی دستگاه منفجره را نابود کرد.

he trained to be a de-mobilizer after serving in the military.

او پس از خدمت در نیروی مسلح، آموزش گرفت تا به یک کارشناس غیرنظامی تبدیل شود.

the de-mobilizer used specialized tools to neutralize the threat.

کارشناس غیرنظامی از ابزارهای ویژه‌ای برای خنثی کردن تهدید استفاده کرد.

a highly skilled de-mobilizer was needed for the complex operation.

برای عملیات پیچیده‌ای نیاز به یک کارشناس غیرنظامی با مهارت بالا بود.

the de-mobilizer carefully assessed the situation before proceeding.

کارشناس غیرنظامی قبل از اقدام، شرایط را با دقت ارزیابی کرد.

the team included a bomb squad leader and a seasoned de-mobilizer.

تیم شامل یک رهبر گروه منفجره و یک کارشناس غیرنظامی با تجربه بود.

the de-mobilizer's quick thinking saved many lives.

فکر سریع کارشناس غیرنظامی زیادی از جان‌ها را نجات داد.

training programs prepare aspiring de-mobilizers for hazardous situations.

برنامه‌های آموزشی کسانی که می‌خواهند کارشناس غیرنظامی شوند را برای شرایط خطرناک آماده می‌کنند.

the de-mobilizer worked tirelessly to ensure public safety.

کارشناس غیرنظامی با تلاش بی‌وقفه‌ای برای ایمنی عمومی کار کرد.

the de-mobilizer's expertise is crucial in handling unexploded ordnance.

مهارت کارشناس غیرنظامی در کار با ارگانیک‌های منفجر نشده حیاتی است.

the de-mobilizer meticulously documented each step of the process.

کارشناس غیرنظامی هر مرحله فرآیند را با دقت کامل ثبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید