retirement

[ایالات متحده]/rɪˈtaɪəmənt/
[بریتانیا]/rɪˈtaɪərmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بازنشستگی؛ کناره‌گیری از حرفه یا شغل شخص؛ بازنشستگی؛ دوره‌ای از کناره‌گیری یا انزوا
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

retirement age

سن بازنشستگی

retirement savings

پس‌انداز بازنشستگی

early retirement

بازنشستگی زودهنگام

retirement plan

برنامه بازنشستگی

retirement system

سیستم بازنشستگی

retirement community

جامعه بازنشستگان

retirement pension

بازنشستگی

retirement home

خانه بازنشستگی

retirement income

درآمد بازنشستگی

retirement fund

صندوق بازنشستگی

individual retirement account

حساب بازنشستگی فردی

retirement pay

پرداخت بازنشستگی

جملات نمونه

She is planning for her retirement next year.

او برای بازنشستگی خود در سال آینده برنامه‌ریزی می‌کند.

Many people look forward to a peaceful retirement.

بسیاری از مردم منتظر یک بازنشستگی آرام هستند.

He saved a lot of money for his retirement.

او برای بازنشستگی خود مقدار زیادی پول پس‌انداز کرد.

Retirement age varies from country to country.

سن بازنشستگی از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.

She enjoys gardening as a hobby in her retirement.

او از باغبانی به عنوان یک سرگرمی در دوران بازنشستگی خود لذت می‌برد.

Retirement planning is important for financial security.

برنامه‌ریزی برای بازنشستگی برای امنیت مالی مهم است.

He is looking into different retirement options.

او در حال بررسی گزینه‌های مختلف بازنشستگی است.

Retirement communities offer various amenities for seniors.

مراکز بازنشستگی امکانات مختلفی را برای سالمندان ارائه می‌دهند.

She wants to travel the world after retirement.

او می‌خواهد پس از بازنشستگی جهانگردی کند.

Retirement can be a new beginning for many people.

بازنشستگی می‌تواند برای بسیاری از افراد یک شروع جدید باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید