de-sensationalize

[ایالات متحده]/[ˌdiːˈsen.səˈnæʃ.ə.laɪz]/
[بریتانیا]/[ˌdiːˈsen.səˈnæʃ.ə.laɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حذف عناصر حسگری از یک داستان یا گزارش.
v. ( transitiv) کاهش حسگری یا شوک چیزی.
v. ( intransitiv) کاهش حسگری اطراف چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

de-sensationalize news

آخبار را بدون افراط در تبلیغ کردن

de-sensationalize further

بیشتر بدون افراط در تبلیغ کردن

de-sensationalized claims

این ادعاها را بدون افراط در تبلیغ کردن

de-sensationalize it

این را بدون افراط در تبلیغ کردن

de-sensationalize content

محتوا را بدون افراط در تبلیغ کردن

de-sensationalize quickly

به سرعت بدون افراط در تبلیغ کردن

de-sensationalized version

نسخه بدون افراط در تبلیغ کردن

de-sensationalize media

رسانه ها را بدون افراط در تبلیغ کردن

جملات نمونه

we need to de-sensationalize the news report to avoid causing unnecessary panic.

لازم است گزارش خبر را از حالت افراطی خارج کنیم تا از بروز هیجانات غیرضروری جلوگیری شود.

the public relations team worked to de-sensationalize the company's image after the scandal.

تیم روابط عمومی پس از انتشار اخبار بد، سعی کرد تا تصویر شرکت را از حالت افراطی خارج کند.

it's important to de-sensationalize social media discussions about mental health.

حائز اهمیت است که بحث‌های اجتماعی در مورد سلامت روان را از حالت افراطی خارج کنیم.

the journalist aimed to de-sensationalize the story by presenting the facts objectively.

نویسنده به دنبال این بود که داستان را با ارائه واقعیت‌ها به صورت موضوعی از حالت افراطی خارج کند.

let's de-sensationalize the situation and focus on finding a practical solution.

بیایید این وضعیت را از حالت افراطی خارج کنیم و روی یافتن یک راه‌حل عملی متمرکز شویم.

the study sought to de-sensationalize the risks associated with the new technology.

این مطالعه به دنبال این بود که خطرات مرتبط با فناوری جدید را از حالت افراطی خارج کند.

the editor asked the reporter to de-sensationalize the article before publication.

ویراستار از گزارش‌نویس خواست که مقاله را قبل از انتشار از حالت افراطی خارج کند.

de-sensationalizing the issue is crucial for fostering a productive dialogue.

از حالت افراطی بودن این مسئله برای ایجاد یک گفت‌وگوی سودمند حیاتی است.

the goal was to de-sensationalize the debate and encourage reasoned discussion.

هدف از حالت افراطی بودن بحث و تشویق به بحث‌های منطقی بود.

we must de-sensationalize the data to ensure accurate understanding of the trends.

لازم است داده‌ها را از حالت افراطی خارج کنیم تا اطمینان حاصل شود که روندها به درستی درک شوند.

the campaign aimed to de-sensationalize the topic of climate change.

این حمله تبلیغاتی به دنبال این بود که موضوع تغییرات اقلیمی را از حالت افراطی خارج کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید