deafened

[ایالات متحده]/ˈdɛfənd/
[بریتانیا]/ˈdɛfənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ناشنوا شده; موجب از دست دادن شنوایی شده; participle گذشته از ناشنوا کردن
adj. دارای توانایی از دست رفته برای شنیدن

عبارات و ترکیب‌ها

deafened by noise

کر شدن به دلیل سر و صدا

deafened by silence

کر شدن به دلیل سکوت

deafened by laughter

کر شدن به دلیل خنده

deafened by music

کر شدن به دلیل موسیقی

deafened by shouting

کر شدن به دلیل فریاد

deafened by applause

کر شدن به دلیل تشویق

deafened by chaos

کر شدن به دلیل هرج و مرج

deafened by anger

کر شدن به دلیل خشم

deafened by excitement

کر شدن به دلیل هیجان

deafened by joy

کر شدن به دلیل شادی

جملات نمونه

the loud explosion deafened everyone in the vicinity.

انفجار بلند، همه را در نزدیکی به گوش کر کرد.

she was deafened by the roar of the crowd.

او از صدای جمعیت به گوش کر شد.

the music was so loud that it deafened him.

موسیقی آنقدر بلند بود که او را به گوش کر کرد.

he felt deafened by the silence after the argument.

او پس از بحث احساس کرد که از سکوت به گوش کر شده است.

the sudden noise deafened her for a moment.

صدای ناگهانی باعث شد او برای لحظه‌ای به گوش کر شود.

the car engine was so loud it deafened the passengers.

صدای موتور ماشین آنقدر بلند بود که مسافران را به گوش کر کرد.

he was deafened by the sound of the fireworks.

او از صدای آتش‌بازی به گوش کر شد.

the teacher's shouting deafened the students.

داد و فریاد معلم باعث به گوش کر شدن دانش‌آموزان شد.

she was deafened by the blaring sirens.

او از صدای آژیرهای بلند به گوش کر شد.

the thunder deafened everyone during the storm.

رعد و برق در طول طوفان باعث به گوش کر شدن همه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید