unhearing

[ایالات متحده]/[ʌnˈhɪərɪŋ]/
[بریتانیا]/[ʌnˈhɪərɪŋ]/

ترجمه

adj. ناتوان یا ناخواسته شنیدن؛ نادیده گرفتن یا نادیده انداختن؛ غافلگی.
n. حالت ناتوان یا ناخواسته شنیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

unhearing ear

گوش ناگوش

an unhearing child

یک کودک ناگوش

unhearing pleas

درخواست‌های ناگوش

being unhearing

بودن ناگوش

unhearing silence

خاموشی ناگوش

unhearing response

پاسخ ناگوش

found unhearing

پیدا شدن ناگوش

unhearing world

جهان ناگوش

unhearing voice

صوت ناگوش

seemingly unhearing

به نظر می‌رسد ناگوش

جملات نمونه

the old man sat in his armchair, seemingly unhearing of the lively conversation around him.

آقای باسن در گوشه‌ای نشسته بود و به گفت و گوی پیرامونش که پر از انرژی بود، گوش نمی‌داد.

she felt unhearing to the pleas of her children, lost in her own worries.

او به دعاها و خواسته‌های فرزندانش گوش نمی‌داد و در دغدغه‌های خود غرق بود.

despite the loud music, he remained unhearing, focused on his work.

هر چند موسیقی بلندی پخش می‌شد، او به گوش نمی‌داد و روی کار خود متمرکز بود.

the company's unhearing attitude towards customer feedback was damaging its reputation.

وضعیت گوش نکردن شرکت به بازخورد مشتریان به اعتبار آن آسیب رسانده بود.

he gave an unhearing response to the suggestion, dismissing it without consideration.

او به پیشنهاد با یک پاسخ گوش نکردن پاسخ داد و آن را بدون هیچ‌گونه توجهی رد کرد.

the unhearing nature of the bureaucracy made it difficult to get anything done.

طبیعت گوش نکردن بوروکراسی کار انجام دادن را دشوار می‌کرد.

she adopted an unhearing stance towards his apologies, unwilling to forgive him.

او نسبت به عذرخواهی‌های او حالتی گوش نکردن را اتخاذ کرد و نمی‌خواست او را ببخشد.

the politician's unhearing policy towards the poor was widely criticized.

سیاست گوش نکردن سیاستمدار نسبت به فقیران به طور گسترده مورد انتقاد قرار گرفت.

he presented an unhearing front, refusing to acknowledge their concerns.

او یک چهره‌ای گوش نکردن نشان داد و نسبت به نگرانی‌های آن‌ها تاییدی نداد.

the unhearing silence following her announcement was unsettling.

سکوت گوش نکردن پس از اعلام او آرامش را به هم می‌زد.

the team's unhearing approach to innovation led to stagnation.

رویکرد گوش نکردن تیم نسبت به نوآوری منجر به توقف شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید